اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٧١ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
همه آنها به ظاهر مورد تأييد تجربه ديني هستند، نشان نمي دهند كه همه تجربه هاي ديني از نظر معرفتي يكسان هستند.
پلانتينجا مايل است به اين نكته اذعان كند كه تا آنجا كه نشان باطني يقين با شهود و تجربه ديني همراهي كند، اعتقادات مسيحيان و غير مسيحيان مي تواند از نظر معرفتي برابر شود، ولي به نظر او ويژگيي هاي معرفتي ديگري براي شهود و تجربه هاي مسيحي وجود دارند كه به خاطر آن ويژگي ها شهود و تجربه هاي مسيحيت از نظر معرفتي، نسبت به ديگر اديان در جايگاه والاتري قرار مي گيرد، مانند القا شدن از روح القدس.
پلانتينجا اين نكته را با مسأله شهود اخلاقي مقايسه مي کند. اين واقعيت كه افراد مختلف غالباً شهود اخلاقي متفاوتي دارند، به معناي اين نيست كه همه شهودهاي اخلاقي يكسان هستند. شايد شهود اخلاقي فردي به خاطر تربيت نامناسب دوران كودكي اش، مانند كالاي نامرغوب باشد، يا به خاطر شهوات مادي و دنيوي كور شود و يا صرفاً به خاطر فقدان بصيرت و حكمت اخلاقي باشد. اين واقعيت كه ديدگاه اخلاقي شخص حكيم و يا شخص منحرف و از راه بدر شده هر دو مبتني بر شهود است، دلالت بر اين امر ندارد كه عقايد آنها يكسان است و يا اينکه صدق اخلاقي را بايد در يك واقعيت متعالي كه در ديدگاه اخلاقي شخص حكيم و يا شخص منحرف به طور ناقص ولي برابر پيدا مي کند، جستجو كرد.
پلانتينجا از تمثيل اخلاقي ديگري نيز در پاسخ به استدلال هيك درباره امور اتفاقي مربوط به تولد استفاده مي کند. امروزه همه ما معتقديم كه نژادپرستي [١] بسيار بد است، ولي اگر در زمان ديگري به دنيا مي آمديم كه نژادپرستي در فرهنگ آن زمان امري رايج و معمولي بود، احتمالاً همين
١- racism