اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٦٩ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
پلانتينجا اين است كه برخي از اعتقادات ديني اساسي هستند، در حاليكه هيك چنين ادعايي نسبت به کثرت گرايي ديني ندارد.
به هر حال بحث از امور اتفاقي مربوط به تولد ابداً صدق هيچ گونه كترث گرايي ديني را تثبيت نمي کند، فكر تمايل به تقليد كوركورانه چيزي است كه متفكران مسلمان آن را تقبيح كرده اند. بر اساس فقه شيعي حتي تقليد كوركورانه نسبت به اصول دين به صراحت ممنوع اعلام شده است. بنابراين به جاي رسيدن به گونه اي از کثرت گرايي ديني، تفكر درباره تأثير امور اتفاقي مربوط به تولد بايد محركي باشد تا ما را به جستجوي بيشتر در رويارويي صادقانه با ادعاهاي مختلف و ارزشيابي معقول آنها وادارد.
پاسخ پلانتينجا به هيك در مجله Faith and Philosophy بامزه است. پلانتينجا در پاسخ به هيك كه مطرح كرده بود، او [پلانتينجا] نكته محوري کثرت گرايي ديني را متوجّه نشده، مي گويد كه هيك تصور مي کند نكته محوري کثرت گرايي ديني اين است كه چيزي از نظر اخلاقي يا معرفتي در انحصارگرايي مسيحيت نادرست است. از اين رو پلانتينجا نامه اي به هيك نوشت و از او خواست تا دقيقاً نكته محوري کثرت گرايي ديني را توضيح دهد. هيك در پاسخ گفت كه نكته محوري اين است كه چون تأييد اخلاقي و معرفتي از هر يك از اديان بزرگ يكسان است، اعتقاد به يك دين و انكار ديگر اديان دلبخواهي مي شود. پلانتينجا پاسخ مي دهد كه او اين مدعا را كه اديان مختلف از نظر توجيه و استدلال يكسان هستند، نمي پذيرد. او مايل است بپذيرد كه ديدگاه غير مسيحيان براي آ نها به همان اندازه صادق است كه ديگاه خود برايش صادق مي نمايد و هر دو مورد از نظر ميزان يقين روان شناختي يكسان هستند. او حتي مايل به پذيرفتن اين نكته است كه اعتقاد غير ميسحيان مي تواند موجه باشد و آنها وقتي به اعتقادات خود پايبند هستند، از هيچ وظيفه و تكليف معرفت شناختي تخطي نمي کنند. افزون بر اين او مايل است فرض