اسلام و کثرت گرايي ديني
(١)
پيشگفتار مؤلف
٥ ص
(٢)
پيشگفتار مترجم
٧ ص
(٣)
مقدمه اي به بخش نخست
٩ ص
(٤)
ليبراليسم سياسي
١٣ ص
(٥)
از پروتستانتيسم ليبرال به کثرت گرايي ديني
١٨ ص
(٦)
کثرت گرايي ديني جان هيک
٣٤ ص
(٧)
کثرت گرايي ديني نجات شناختي
٣٨ ص
(٨)
کثرت گرايي ديني معرفت شناختي
٤٤ ص
(٩)
تجربه عرفاني
٤٦ ص
(١٠)
نظر آلستون درباره ارزش معرفتي تجربه ديني
٥٠ ص
(١١)
چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
٥٢ ص
(١٢)
ايرادهاي ديگر نسبت به هيک
٨٢ ص
(١٣)
بعد عملي دين
٨٢ ص
(١٤)
عدم تسامح کثرت گرايي
٨٤ ص
(١٥)
دين منحصر به امور شخصي شده است
٨٤ ص
(١٦)
پساتجدد
٨٦ ص
(١٧)
برنامه کثرت گروانه براي اصلاح اخلاق ديني
٨٨ ص
(١٨)
خلاصه
٩٠ ص
(١٩)
چرا مسلمانان بايد کثرت گرايي ديني فروکاهشي را رد کنند؟
٩٢ ص
(٢٠)
غير قابل قبول بودن شمول گرايي
٩٣ ص
(٢١)
مقدمه بخش دوم
٩٥ ص
(٢٢)
رد کثرت گرايي ديني فروکاهشي از سوي صوفي ها
١٠٤ ص
(٢٣)
فلسفه جاويدان و کثرت گرايي ديني
١١١ ص
(٢٤)
خلاصه گفتگو
١١٢ ص
(٢٥)
تعليقات بحث
١١٦ ص
(٢٦)
الف) کثرت گرايي ديني و جاودان خرد
١١٧ ص
(٢٧)
ب) عناصر انساني و الهي دين
١٢٠ ص
(٢٨)
ج) آيا تعاليم سنتي مسيحيت منسوب به خداوند هستند؟
١٢٢ ص
(٢٩)
د) تمايزات
١٢٣ ص
(٣٠)
ه)دلايل کثرت اديان
١٢٥ ص
(٣١)
و) هفت دليل بر بطلان نسبيت فرهنگي دين
١٢٦ ص
(٣٢)
تناقضهاي اعتقادي
١٣٤ ص
(٣٣)
تناقضهاي عملي
١٤١ ص
(٣٤)
نتيجه گيري
١٤٤ ص
(٣٥)
مردود شمردن کثرت گرايي ديني توسط فلاسفه مسلمان
١٤٨ ص
(٣٦)
کثرت گرايي ديني و متکلمان مسلمان
١٤٩ ص
(٣٧)
ا کفر
١٥١ ص
(٣٨)
2 شروط
١٥٢ ص
(٣٩)
3 وعيد
١٦٠ ص
(٤٠)
نتيجه گيري
١٦٤ ص
(٤١)
واژه نامه فارسي ـ انگليسي
١٧٠ ص
(٤٢)
واژه نامه انگليسي ـ فارسي
١٧٢ ص
(٤٣)
نمايه
١٧٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص

اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٦٩ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني

پلانتينجا اين است كه برخي از اعتقادات ديني اساسي هستند، در حاليكه هيك چنين ادعايي نسبت به کثرت گرايي ديني ندارد.

به هر حال بحث از امور اتفاقي مربوط به تولد ابداً صدق هيچ گونه كترث گرايي ديني را تثبيت نمي کند، فكر تمايل به تقليد كوركورانه چيزي است كه متفكران مسلمان آن را تقبيح كرده اند. بر اساس فقه شيعي حتي تقليد كوركورانه نسبت به اصول دين به صراحت ممنوع اعلام شده است. بنابراين به جاي رسيدن به گونه اي از کثرت گرايي ديني، تفكر درباره تأثير امور اتفاقي مربوط به تولد بايد محركي باشد تا ما را به جستجوي بيشتر در رويارويي صادقانه با ادعاهاي مختلف و ارزشيابي معقول آنها وادارد.

پاسخ پلانتينجا به هيك در مجله Faith and Philosophy بامزه است. پلانتينجا در پاسخ به هيك كه مطرح كرده بود، او [پلانتينجا] نكته محوري کثرت گرايي ديني را متوجّه نشده، مي گويد كه هيك تصور مي کند نكته محوري کثرت گرايي ديني اين است كه چيزي از نظر اخلاقي يا معرفتي در انحصارگرايي مسيحيت نادرست است. از اين رو پلانتينجا نامه اي به هيك نوشت و از او خواست تا دقيقاً نكته محوري کثرت گرايي ديني را توضيح دهد. هيك در پاسخ گفت كه نكته محوري اين است كه چون تأييد اخلاقي و معرفتي از هر يك از اديان بزرگ يكسان است، اعتقاد به يك دين و انكار ديگر اديان دلبخواهي مي شود. پلانتينجا پاسخ مي دهد كه او اين مدعا را كه اديان مختلف از نظر توجيه و استدلال يكسان هستند، نمي پذيرد. او مايل است بپذيرد كه ديدگاه غير مسيحيان براي آ نها به همان اندازه صادق است كه ديگاه خود برايش صادق مي نمايد و هر دو مورد از نظر ميزان يقين روان شناختي يكسان هستند. او حتي مايل به پذيرفتن اين نكته است كه اعتقاد غير ميسحيان مي تواند موجه باشد و آنها وقتي به اعتقادات خود پايبند هستند، از هيچ وظيفه و تكليف معرفت شناختي تخطي نمي کنند. افزون بر اين او مايل است فرض