آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٦ - تطبيق صحيح و باطل
آيه «جاهِدِ الْكُفّارَ» برحزب اموى كه درزمان پيامبر آشكارا كافر بودند، تنزيل قرآن، و تطبيق آن برآن حـزب در زمـان علـى (عليه السلام) كـه در باطـن كافـر بودنـد و تظاهـر بــه اسلام مى كردند «تأويل» قرآن معرفى شده است.
اين بيان مى رساند كه تأويل در مقابل تنزيل جز تطبيق آيه بر مصاديق مخفى و يا مصاديقى كه پس از نزول آيه تحقق مى پذيرند چيز ديگرى نيست.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به خود اميرمؤمنان (عليه السلام) خطاب مى كند و مى فرمايد:
« فَتُقاتِلُ عَلى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَما قاتَلْتَ عَلى تَنْزِيلِهِ ثُمَّ تُقْتَلُ شَهِيداً تُخْضَبُ لِحْيَتَكَ مِنْ دَمِ رَأسِكَ» [١].
تو بر تأويل قرآن ( با كافران: ناكثين، قاسطين، مارقين) نبرد مى كنى، همچنان كه دركنار من بر تنزيل ان نبرد كردى، آنگاه محاسن تو با خون سرت خضاب مى گردد.
ملاحظه اين روايات اين مطلب را به ثبوت مى رساند كه « تأويل» در برابر «تنزيل» همان تطبيق مفاهيم واحكام كلى بر مصاديق مخفى و پنهان، ويا مصاديق موجود در روز نزول قرآن است واگر آن را « تأويل در مقابل تفسير» نام گذارى كنيم، برخلاف ظهور اين روايات، نام گذارى كرده ايم، بلكه اين نوع تأويل، تأويل درمقابل «تنزيل» است.
تطبيق صحيح و باطل:
تأويل آيه و تطبيق آن بر مصاديق مخفى و پنهان ويا برحوادثى كه پس از نزول آيه پديد مى آيد كا ر هر فردى نيست، فرد بصير و لائق و در عين حال متقى، و
[١] بحارالأنوار، ج٤٠، ص ١ نقل از كتاب سليم بن قيس و مناقب ابن شهرآشوب ج٣، ص ٢١٨ و برخى سخن پيامبر را به نظم در آورده و در اين مورد گفته است:
على، على التأويل لاشك قاتل كقتلى على تنزيله كلّ مجرم