آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٥ - مقصود از خلافت آدم چيست؟
و هدف اين است كه آدم مظهر اتمِّ اسماء و صفات خدا مى باشد و اين خلافت از جانب خـدا براى عموم بشر است، و مصداق اتمِّ واجلاى آن، انبياء و اولياء الهى مى باشند.
اكنون موضوع را با تحليل مفاد آيه، پى گيرى مى كنيم.هنگامى كه خداوند درباره جعل خليفه با ملائكه گفتگو نمود آنها دو موضوع را پيش كشيدند.
اول: « اَتَجـْعَلُ فِيـها مـَنْ يُفْسِدُ فِيهـا وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ»؟: ( آيا كسى را خلق مى كنى در آنجا كه فساد مى كند و خون مى ريزد )؟.
دوم : « وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» : ما آنچه كه سزاوار ستايش تو است به جا مى آوريم.
در تأييد نظريه نخست گفته مى شود: جمله نخستين گواه بر اين است كه مراد از خلافت، خلافت از كسانى است كه قبلاً در روى زمين زندگى مى كردند به دليل اين كه « ملائكه» براى « خليفه» سفك دماء و خون ريزى و فساد را نسبت دادند، و چون مقصود از خليفه هم، خلافت از گذشتگان بوده، ملائكه از طريق مقايسه، يعنى مقايسه وضع موجود جديد با گذشتگان، فهميدند كه اين « انسان» نيز همان اعمالى را مرتكب خواهد شد كه قبلى ها مرتكب مى شدند و گرنه آنان از كجا دانستند كه اين « خليفه» مفسد و خونريز خواهد بود [١].
ولى براى فهم و اطلاع فرشتگان وجه ديگرى نيز هست و آن اينكه آنها اين موضوع را از كيفيت و محيط زندگى اين موجود ( خليفه) به دست آوردند،زيرا خداوند وضع و محيط زندگى «خليفه» را در بيان خود روشن ساخت و فرمود:« اِنِّي جاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً» بسيار بديهى است كه زمين عالم ماده است و موجود زمينى هم موجودى مركب از قواى ماديه و معنوى خواهد بود كه شهوت و غضب نيز از جمله آنها است و اين قوا نيز تزاحم و تشاجر و خون ريزى و فساد را به دنبال خواهند داشت [٢].
[١] المنار، ج١، ط مصر، ص ٢٥٨ .
[٢] به تفسر الميزان، ج١، ص ١١٥ و تفسير« اشارات الاعجاز فى مظان الايجاز» ط تركيه، آنكارا(١٩٥٩م) ج١، ص ١١٥ و به بعد مراجعه شود.