آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨ - خلط مفهوم به مصداق
نيز پيامبر شد، و مصداق اتم و اكمل آن در روزهاى بعد ، پيامبران و امامان و اولياى هستند.
محققان مى گويند: نمايندگى اختصاص به شخص حضرت آدم ندارد بلكه اين خلافت شامل حال تمام افراد بشر است چنانكه آيه هاى ديگر حاكى است كه تمام افراد بشر خليفه و نماينده اند و ما فعلاً در اين موضوع وارد نمى شويم.
بنابراين هيچ مفسرى ادعاء ننموده كه معناى خليفه همان پيامبر است، بلكه همگان معتقدند كه خليفه در همان معنى خود به كار رفته است، ولى آيا مصداق آن منحصر به آدم است، كه بعدها پيامبر شد و يا عموم مردم مصداق آن هستند، هرچند مصداق اتمِّ و اكمل آنها ، انبيا و امامان و اولياء مى باشند؟ فعلاً براى ما مطرح نيست.
با توجه به اين مقدمه خواهيد ديد كه استدلالات مفسر معاصر چقدر سست و بى پايه است اينك به نقل آنها مى پردازيم:
١ ـ خليفه در لغت به معناى « جانشين» است و به معنى پيامبر و رسول نيامده است پس منظور از خلافت افراد پيشين است.
پاسخ: گفتار قبلى ما بى اساس بودن اين اشكال را روشن مى سازد و ريشه اشتباه، خلط مفهوم به مصداق است چنانكه همين اشتباه را درجاى ديگر از آن جمله در تفسير آيه :(فَلَمّا رأى بُرْهانَ رَبِّهِ) ( هنگامى كه يوسف برهان پروردگار خود را ديد) مرتكب شده است و مى گويد: در كجا برهان به معناى عصمت آمده است، و توجه نكرده است كه مقصود از برهان خدا در آيه همان دليل و گواه است كه انسان را به خدا هدايت مى نمايد، و برهان الهى صدها مصداق دارد و مصداق آن در آن روز براى يوسف« عصمت » او بوده است.
٢ ـ در آيه شريفه:( يا داوُدُ اِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ) ( ص ، آيه ٢٦)
« اى داود ما تورا در روى زمين جانشين قرار داديم پس در ميان مردم از روى حق داورى كن».
خليفه به معناى جانشين آمده است و مقصود اين نيست كه خداوند حضرت