آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠ - خلط مفهوم به مصداق
٤ ـ اگر خليفه را به معنى جانشين خدا بگيريم، بايد جانشين تمام يا لا اقل پاره اى از كارهاى اورا بتواند انجام دهد در صورتى كه مى بينيم تمام پيامبران به صراحت هرچه تمامتر قوه و قدرت را از خود سلب كرده و گفته اند ما كارى نمى توانيم انجام دهيم و خلقت و روزى و شفا در دست خدا است [١].
پاسخ: مقصود از خليفه، اين نيست كه از هر نظر مانند خدا باشد، مثلاً هرگاه خدا واجب الوجود و قديم وازلى است، خليفه او هم مانند او، واجب الوجود و قديم و ازلى باشد، بلكه مقصود اين است كه بشر به عنوان موجود كامل محل تجلى اسماء و صفات حق باشد و انبياء واولياء از اين نظر كه به اسرار الهى ومعارف حقه، احاطه دارند، نماينده خدا در علم هستند و تصرفات و كارهاى فوق العاده آنها درتكوين، نشانه قدرت بى پايان پروردگار است، ترقيات و تكامل روز افزون علم واقتدار بشر، حاكى از قدرت و علم بى پايان پديد آورنده بشر مى باشد و همچنين .
آيه زير كه از قدرت فوق العاده عيسى حاكى است نمايندگى اورا از جانب خدا در صفت « قدرت» روشن تر مى سازد اينك آيه:
( وَ اِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّيْنِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِاِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِاِذْنِي وَ تُبْرِئ الأكْمَهَ وَ الأبْرَصَ بِاِذْنِي وَ اِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِاِذْنِي) ( مائده، آيه ١١٠)
« بـه ياد آر اى مسـيح! آن دم را كـه بـه اذن مـن از گل صورت پرنده اى مى ساختى و در آن مى دميدى و به اذن من پرنده اى مى شد و كور مادرزاد وبرص زده را به اذن من شفا مى دادى، و آن دم كه مردگان را به اذن من زنده مى كردى».
صاحب تفسير « المنار» در ذيل اين آيه پس از بيان اينكه مراد از خلافت، خلافت از جانب خدا است شرحى مى نويسد كه بسيار جالب است و ما ترجمه آن
[١] قبلاً اشاره شد كه بسيارى از بزرگان همه فرزندان آدم را خليفه مى دانند و ما مى بينيم كه خلفاى الهى با تمام عجز و ضعف و عدم اقتدارى كه بالذات دارند، به يارى خداوبه اذن او » كارهائى انجام مى دهند كه هيچ مخلوقى جز انسان بزرگ قدرت برآن را ندارد.