آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٦ - دلائل مفسر معاصر
ببرند طبعاً روى عنايتى خواهد بود و بدون يك قرينه روشن نمى توان، كلام خدا را بر آن حمل نمود.
گذشته بر اين در ما قبل آيه خدا در باره داود و سليمان چنين مى فرمايد:
( وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماًوَ قالا اَلْحَمْدُ للّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِير مِنْ عِبادِهِ الْمُؤمِنينَ)( نمل ، آيه ١٥)
« ما به داود و سليمان علم و دانش داديم و هردو گفتند: سپاس خدا را كه ما را بر بسيارى از بندگان با ايمان خود برترى داد».
آيا ظاهر اين آيه اين نيست كه خداوند به هر دو نفر علم و دانش عطا كرد و علم سليمان موهبتى بوده است نه وراثتى، با توجه به مطالب ياد شده، آيه « وورث سليمان داود» به روشنى ثابت مى كند كه شريعت الهى در باره پيامبران پيشين، اين نبود كه فرزندان آنان از پدران ارث نبرند بلكه اولاد آنها بسان فرزندان ديگران از يكديگر ارث مى بردند.
روى صراحتى كه آيات مربوط به زكريا و سليمان در باره وراثت در اموال دارند دخت پيامبر گرامى در خطبه آتشين خود كه پس از در گذشت پيامبر در مسجد ايراد كرد با هردو آيه بر بى پايه بودن اين انديشه استدلال كردو گفت:
( هذا كِتابُ اللّهِ حَكَماًعَدْلاً وَ ناطِقاً وَ فَصْلاً يَقُولُ يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ وَرِثَ سُلَِيْمانَ داوُدَ) .
« اين كـتاب خـدا حاكـم است و داد گـر، گويـا هست و فيـصله بخـش مى گويد: « كه حضرت زكريا از خدا درخواست كرد كه : خداوند به او فرزندى عطا كند كه از او واز خاندان يعقوب ارث برد، و نيز مى گويد: سليمان از داود ارث برد».
دلائل مفسر معاصر
درماقبل آيه كاملاً تصريح مى كند كه اين وراثت در علم و نبوت است نه