آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١ - مطلب هشتم
« طلب شفاعت از اولياء الهى، مانند اصل شفاعت مورد پذيرش علماى اسلام بوده تنها در اين ميان « وهابيان» مى گويند: طلب شفاعت از زنده جائز است واز غير او، جائز نيست و ما در كتاب « شفاعت از نظر قرآن و حديث و عقل» پيرامون هر دو مسأله و ديگر مسائل مربوط به شفاعت بحث و گفتگو كرده ايم و اين كتاب به زبان عربى نيز باز گردانيده شده است اميداست كه به همين زودى منتشر گردد.
يكى از دلائل صحت طلب شفاعت از اولياء الهى، آيات سه گانه اى است كه در سوره هاى نساء آيه ٦٤ و يوسف آيه هاى ٩٧ ـ ٩٨ و منافقون آيه ٦ وارد شده است اين سه آيه به روشنى گواهى مى دهند كه فرد گناه كار مى تواند، حضور اولياء الهى برسد واز آنها طلب شفاعت و درخواست دعا كند.
نويسنده تفسير آيات مشكله قرآن، با روحيه خاصى كه در مسائل مربوط به ولايت و اولياء الهى دارد، خواسته است كه دلالت هرسه آيه را دگرگون سازد، و دلالت آنها را برصحت « درخواست دعا» از « اولياء الهى» انكار كند هرچند اصل شفاعت را درخود كتاب پذيرفته است.
براى اين كه هدف آيات سه گانه را روشن سازيم، نكته اى را ياد آور مى شويم و آن اينكه: معنى شفاعت اين است كه ولى الهى در باره فردى كه خدا را نافرمانى كرده و به حقى از حقوق الهى ( نه حقوق مردم) تجاوز نموده است، طلب مغفرت و آمرزش كند تا خدا به خاطر دعاى او، آن فرد گنهكار را ببخشد.
حالا اگر فردى، حقى، از حقوق مردم را پايمال كرد و فرض كنيم كه تجاوز به حقوق مردم، ملازم با تجاوز به حقوق الهى نباشد، ويا بر فرض ملازمت از جهت «حق اللهى» آن صرف نظر نمائيم، در چنين صورت ، نه شفاعت تحقق پيدا مى كند و نه طلب شفاعت صحيح مى باشد، بلكه آمرزش در اين مورد در صورتى تحقق پيدا مى كند كه متجاوز، رضايت آن فرد را به دست آورد، و حقوق پايمال شده اورا به نوعى جبران كند.