آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٦
٢ ـ گروهى كه به گنگ و پيچيده گوئى عادت داشتند وخود را در بند سجع و كلمات و جمله هاى كوتاه، زندانى كرده، و به جاى توجه به معنى، به الفاظ توجه داشتند ولى شيوه قرآن از هر دو نوع پيراسته است ولى اين پيراستگى مانع از نياز به دقت و ژرف نگرى، و مراجعه به آيات ديگر، مراجعه به شأن نزولها و احاديث و غيره نيست.
اصولاً كسانى كه با اين آيه و امثال آن، بر بى نيازى مفسر از مراجعه به غير قرآن استدلال مى كنند، شرط سوم و ششم از شرائط چهارده گانه اى را كه يادآور شديم رعايت نكرده و به آن توجه ندارند و در استدلال با اين آيه، آيات ديگرى را كه خـدا، پيامبـر را مبيِّـن قـرآن معرفـى مى كند [١] و گاهى بيـان آن را بر عهـده خود مى گيرد(١) نيز در نظر نگرفته اند.
در اين جا دامنه سخن را كوتاه كرده وبه بحث خود، با نقل گفتارى از اميرمؤمنان (عليه السلام) پايان مى بخشيم:
اميرمؤمنان (عليه السلام) ابن عباس را براى احتجاج با خوارج اعزام كرد و اين چنين دستور داد:
« لا تخاصمهم بالقرآن فان القرآن ذو وجوه وحمال، تقول و يقولون و لكن حاججهم بالسنة فانهم لن يجدوا عنها محيصاً» ( نهج البلاغه، شماره ٧٧).
اى فرزند عباس هرگز هنگام مذاكره با خوارج با قرآن احتجاج مكن، زيرا آيات قرآن داراى احتمالاتى است، ممكن است تواحتمالى را بگيرى و آنان احتمال ديگرى را، و درنتيجه بحث و نزاع به درازا بكشد، با آنان با احاديث پيامبر احتجاج كن كه در دلالت خود بر مطلوب صريح تر مى باشند.
[١] سوره قيامت، آيه ١٩.