آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٩ - تطبيق صحيح و باطل
« هركس به ناحق كشته شود ما به ولى او قدرت انتقام داده ايم».
به طور مسلم با بودن فرزندان « عثمان» و ديگر خويشاوندان نزديكتر او هرگز «معاويه» ولى الدم « عثمان » نيست ولى او براى توجيه جبهه گيرى خود در مقابل امام اين آيه را به ناحق برخود تطبيق مى كرد و خود را مصداق آن مى دانست از اينجهت اميرمؤمنان دريكى از نامه هاى خود به او نوشت:
« فَغَدَوْتَ عَلى طَلَبِ الدُّنْيا بِتَأْوِيلِ الْقُرْآنِ» ( نهج البلاغه، نامه ٥٥).: براى طلب مقام، دست به تأويل قرآن زدى.
پيامبر گرامى در حديثى پيرامون اين نوع تأويلهاى باطل ياد آور مى شود كه خداوند در هر قرن و زمانى گروهى را بر مى انگيزد كه آثار شوم تأويل باطل گرايان و تحريف غاليان و گرايش هاى جاهلان از چهره اين دين، پاك سازند[١].
البته اين نوع تأويل بر همه آيات قرآن حاكم نيست، بلكه بخشى از آيات تحمل اين نوع تأويل را داشته، درحالى كه بر بخشى از آيات آن فقط «تنزيل حاكم است نه تأويل».
اكنون كه با حقيقت تأويل در مقابل تنزيل آشنا شديم، شايسته است با معنى «تأويل» در مقابل « تفسير » نيز آشنا گرديم.
تأويل در مقابل « تفسير»
از بـررسـى تفسير محمـد بـن جـريـر طبـرى متوفاى سال ٣١٠و تفسير «حقائق التأويل» نگارش سيد رضى متوفاى ٤٠٦ و كتاب « الغرر والدرر» سيد مرتضى متوفاى ٤٣٦ و ديگر كتابهائى كه در اين اعصار ويا حوالى آنها نگارش يافته است، استفاده مى شود كه در نظر آنان لفظ « تفسير» مترادف لفظ « تأويل» بوده و هر دو دريك معنى به كار مى رفت از اين جهت نويسندگان كتابهاى پيشين در مقام تعبير
[١] يحمل هذا الدين من كل قرن عدول ينفون عنه تأويل المبطلين و تحريف التالين، و انتحال المبطلين (رجال كشى، ص ١٠).