آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨ - تطبيق صحيح و باطل
وادار كـرد كه دسـت به تأويـل باطل بزنـد، وآيه اى را كه در باره ايثارگرى امـام در «ليلة المبيت» سخن مى گويد، برعبدالرحمان بن ملجم تطبيق كند و بگويد اين آيه در حق او فرود آمده است .
همچنين آيه اى را كه بيانگر نشانه هاى برخى از منافقان است برامام تطبيق نمايد و بگويد كه مقصود از آن على بن ابى طالب است.
اكنون هردو آيه را كه « سمرة» به طور ناروا تأويل كرده در اين جا مى آوريم:
( وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَوُفٌ بِالْعِبادِ) (بقره، آيه ٢٠٧)
« برخى از مردم جان خود را براى تحصيل رضاى خدا مى فروشند خداوند به بندگان خود مهربان است ».
( وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِيْ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِيْ قَلْبِهِ وَ هُوَ اَلَدُّ الْخِصامِ) ( بقره ، آيه ٢٠٤)
« گفتار برخى از مردم در زندگى ترا به شگفت وا مى دارد و خدا را بر ايمان قلبى خود گواه مى گيرد واو از لجوج ترين دشمنان است »[١].
تا اينجا حقيقت تأويل در مقابل « تنزيل» روشن گرديد و حق اين است كه تأويل آيات قرآن، و تطبيق كبريات آن بر صغريات و تبيين حقائق نو ظهور آن، درحالى كه از اهميت بيشترى برخوردار است و موجب تجديد حيات اسلامى و تداوم فيض بخش قرآن مى باشد، ولى خالى از خطر نيست و چه بسا افراد نااهل روى اغراض فاسد، دست به چنين تأويل ها زده، و مايه انحراف هائى شده اند.
معاويه براى توجيه خروج و جبهه گيرى خود با امام، خود را صاحب خون عثمان و به اصطلاح « ولى الدم» مى ناميد و اين آيه را برخود تطبيق مى كرد:
( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً)
(سوره اسراء، آيه ٣٣)
[١] شرح نهج البلاغه، ابن حديد، ج١٤، ص ٧٣.