آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥ - دليل دوم نويسنده تفسير
« هرگاه بيرون رفتند و در باره خويش كارشايسته ( نكاح) انجام دادند برشما گناهى نيست».
زيرا به طور اطمينان مى توان گفت كه جمله « فان خرجن» كنايه از خروج از «عده» است نه تنها بيرون رفتن از خانه روشن تر بگوئيم، جمله « فان خرجن » به جاى جمله « فاذا بلغن اجلهن» است كه در آيه ٢٣٤ وارد شده است.
گواه ما بر اين كه مقصود از « فان خرجن» مجرد خروج از خانه نيست بلكه كنايه از خروج از عده است، اين است كه هرگاه منظور مجرد خروج از خانه بود در اين صورت جمله :(فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِىْ اَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْروُف)مطلب غير لازمى خواهد بود زيرا سكنى و نفقه از آن خود آنها است، خواستند استفاده مى كنند و نخواستند استفاده نمى كنند، استفاده نكردن زن معتده از « حق الوصية» اين توهم رابراى وارث ايجاد نمى كند كه وارث گناهى كرده باشد تا قرآن در صدد نفى آن بيايد و بفرمايد « فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ بِاَنْفُسِهِنَّ » ولى بر خلاف اين كه بگوئيم مقصود از « خرجن» خروج از عده است در اين صورت شايسته است كه خدا، تذكر دهد كه ازدواج آنان در اين حالت، بر شماها اشكال توليد نمى كند، چون ازدواج آنها پس از خروج از عده مى باشد.
وبه ديگر سخن: آيه ٢٤٠ پس از مسأله خروج از خانه، موضوع ازدواج آنها را پيش مى كشد، اين خود گواه بر اين است كه جمله « فان خرجن» كنايه از خروج از عده وفات است در اين صورت طبعا هردو آيه ناظر بر عده وفات مى باشد.
در پايان از تذكر يك نكته ناگزيريم، و آن اين كه : منظور از نقل روايات از «فريقين» تفسر آيه با روايات و تاريخ نبود بلكه هدف اين بود كه با روشن ساختن وضع عده وفات در زمان جاهليت، محيط نزول آيه را روشن كنيم سپس ببينيم كه هرگـاه ما خـودمان در چنـين محيـطى بوديم با توجـه به اين قرائن حاليه از آيه چـه مى فهميديم و مادر بخش « روش تفسير صحيح» ياد آور شديم كه يكى از پايه هاى تفسير، آگاهى از آداب و رسوم عصر نزول قرآن است هم چنانكه تذكر داده ايم كه روايات مورد اطمينان اعم از متواتر و آحاد مى تواند نقاط ابهام را كه گاهى در آيات