آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٧ - نظر نويسنده كتاب تفسير
داشتند، يهودى مى گفت مرافعه خود را خدمت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ببريم، زيرا مى دانست كـه او بـه نـاحـق حكم نمى كـند، ولى منافـق مايـل بـود كـه دعـوى را پيـش «كعب بن اشرف» طرح كند، چون مى دانست كه مى شود ايمان اورا با رشوه خريد.
نظر نويسنده كتاب تفسير
نويسنده تفسير در ص ١٩٧ برخلاف روش تفسيرى خود شأن نزول ياد شده را صحيح دانسته ( و ما تا حال علت اين استثناء را نفهميديم، كه چرا شأن نزول اين آيه كه از حـدود روايات آحـاد بيرون نيست صحيح مى داند ولى روارايت متواترى را كه مى گويد كه « اَكْمَلْتُ لَكُمْ » : در حق اميرمؤمنان (عليه السلام) است، طرد مى كند) فوراً نتيجه گيرى نموده مى نويسد: اين آيه در مورد « حق الناس» است زيرا بردن محاكمه پيش يكى از علماء يهود نسبت به رسول اكرم آشكارا توهين بود، بنابراين در مقام استغفار موظف بودند كه به حضور پيامبر بيايند از او عفو و آمرزش بخواهند.
پاسخ:
جاى شك نيست كه منافقان دو كار زشت را مرتكب شده بودند:
اول : حكم خدا و امر الهى را زير پا نهاده و با اينكه او مكرر بر مكرَّر از مراجعـه به چنـين افراد، نهى كرده بود مـع الوصف دعوى را درمحاكم آنها مطـرح مى كردند.
دوم : از جهت مراجعه به طاغوت با بودن قاضى به حق ( پيامبر) نسبت به ساحت مقدس پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)توهين كرده بودند بنابراين بايد ديد كه تكيه آيه روى كدام يك از اين دو كار زشت است ؟ آيا از اين نظر نكوهش مى كند كه چرا حكم خدا را زير پا نهادند، و با نهى الهى مخالفت نمودند يا از اين نظر است كه چرا با مراجعه به طاغوت نسبت به پيامبر توهين روا داشتند.
روشن تر بگوئيم مدلول مطابقى آيه، راجع به تجاوز به « حق اللّه» است و قهراً