آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٠ - ٥ ـ مقصود از متشابه چيست؟
مى كند، طبعاً چنين كتابى نمى تواند، خالى از تكرار سازنده و تأكيدهاى بيدار كننده باشد از اين جهت آن را با دو لفظ « متشابه» و « مثانى» توصيف مى كند.
٥ ـ مقصود از متشابه چيست؟
همان طور كه در آغاز بحث ياد آور شديم در تفسير معنى « متشابه» شانزده قول و نظر وجود دارد ولى در اين ميان اين اقوال چند نظريه بيش از همه معروف تر است و بايد پيرامون آنها سخن بگوئيم:
الف ـ موضوعات پوشيده از حس وخرد:
در قرآن يك رشته موضوعاتى وارد شده است كه هرگز انسان خاكى با اين ابزار شناخت محدود خود، نمى تواند به واقعيت آنها پى ببرد، مانند كيفيت « ذات خداوند» و « روح» و « جن» و «ملك» و « برزخ» و «ميزان» و « صراط» و « قيامت» و همانند اينها كه همگى در قلمرو « غيب» قرار گرفته و بشر نمى تواند بر حقيقت آنها واقف گردد و فقط بايد به آنها ايمان بياورد، چنانكه مى فرمايد:« اَلَّذِينَ يُؤمِنوُنَ بِالْغَيْبِ» (بقره،آيه ٣):«افراد پرهيزگار كسانى هستند كه به موضوعات پوشيده ( از حس و يا ابزار شناخت محدود بشر; ايمان مى آورند» وبه بهانه اينكه از واقعيت آنها آگاهى ندارند، به انكار آن برنمى خيزند [١].
حاصل اين نظريه اين است كه مقصود از « متشابه» آن گونه از موضوعاتى است كه عقل بشر نمى تواند به ماهيت آنها پى ببرد و از محيط علم انسان كاملاً بيرون مى باشد و اطلاعات انسان از آنها به همان اندازه است كه خدا در قرآن فرموده است [٢].
اين نظريه كه بيشتر مورد توجه ابن تيميه [٣] و پيروان مكتب او است از جهاتى
[١] تفسير آيات مشكله ص١٢٤.
[٢] المنار، ج، ص ١٦٧ ـ اتقان سيوطى، ج٣، ص ١.
[٣] ابن تيميه احمد بن عبدالحليم حرانى دمشقى رساله اى پيرامون « محكم و متشابه» دارد كه به نام « الإكليل» در ٢١ صفحه ضمن « الرسائل الكبرى» چاپ شده است وى در اين رساله به گونه اى مشوش پيرامون « متشابه» سخن گفته است كه سرانجام روشن نيست كه نظريه واقعى او چيست؟