آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥ - گواهى از خود آيه
كسانى است كه با پيامبر پيوند خويشاوندى دارند، زيرا اگر استثناء را، متصل بگيريم و بگوئيم « مودت در قربى » حقيقتاً مصداق اجر است و بعداً از آن خارج شده است، ناچار بايد « مودت » چيزى باشد كه در نظر عرف مردم، براى پيامبر مزد حساب شود، و اين مطلب در صورتى امكان پذير است كه مقصود خويشاوندان خود او باشد و گرنه دوستى و محبت هركس به خويشاوندان خود چه ارتباطى به پيامبر دارد؟
هرگاه استثنا را، استثناء منقطع بگيريم در اين صورت هرچند مستثنى داخل در « مستثنى منه» نمى باشد، ولى بايد از شئون و لوازم آن به شمار برود، به طورى كه انسان تصور كند كه « مستثنى منه» شامل آن نيز هست.
مثلاً مى گويند: امروز همه فاميل به منزل ما آمده بودند، جز خدمتكار آنان، درست است كه لفظ « فاميل » خصوص بستگان را شامل است، نه خدمتكار بيگانه را كه براى « حقوقى » درمنزل انسان كار مى كند، اما چون وقتى خانواده اى به صورت دست جمعى به خانه كسى ميرود، معمولاً خدمتكار را نيز همراه مى برد، از اين جهت زمينه براى چنين استثناء وجود دارد و بگويد كه برخلاف رسم عمومى، خدمتكار آنان نيامده بود، تو گويى لفظ « فاميل » به طور ادعايى و مجازى، خدمتكار را نيز در بر مى گيرد، و در صورت نيامدن، استثناء او صحيح مى باشد.
بنابراين بايد گفت: مقصود همان دوست داشتن خويشاوندان خود پيامبر است، زيرا چيزى كه شبيه اجر است و مى تواند تالى تلو آن به شمار برود و يا حقيقتاً در آن وارد شود، همان « مودت » فرزندان و خويشاوندان رسول گرامى است و گرنه مهر ورزيدن يك افريقائى به افريقائى ديگر كه از اقرباى خود او مى باشد به پيامبر چه ارتباطى مى تواند داشته باشد؟
شكى نيست كه محبت هركسى به بستگان خود بسيار خوب و مستحسن است ولى نمى توان آن را به حساب پيامبر گذارد و يك چنين چيز را نمى توان، « اجر حقيقى » شمرد و استثنا را متصل دانست و نه « اجر ادعايى» و در نتيجه استثنا را منقطع، شمرد، زيرا استثناء منقطع بى قيد و شرط نيست مثلاً نمى توان گفت « همه