تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٢٢ - کلمهها
کلمهها
فرقان: در اصل مصدر است ولی به معنی اسم فاعل به کار رفته است یعنی فارق بین الحق و الباطل.
مشفقون:
شفق (بر وزن شرف): سرخی مغرب بعد از غروب، اشفاق اگر با «من» آید معنی خوف
میدهد، طبرسی آن را «خوف از وقوع مکروه با احتمال عدم وقوع» گفته است.
رشد:
هدایت، نجات، صلاح، کمال، بعید نیست منظور از آیه، درک و کمال یا هدایت
باشد، تماثیل: مجسمهها. مفرد آن تمثال است. راغب گوید: «التمثال: الشیء
المصور».
عاکفون: عکف و عکوف: ملازمت با تعظیم. «العکوف: الاقبال علی الشیء و ملازمته علی سبیل التعظیم» عاکفون: ملازمتکنندگان به عبادت.
لاعبین: لعب فعلی است که مقصد صحیحی در آن نیست لاعب: بازیگر و کسی که از کار خود مقصد صحیحی ندارد و خودش را مشغول میکند.
مدبرین: دبر (بر وزن عنق): عقب، مقابل جلو. مدبر: کسی که پشت میکند.
جذاذ: جذ: شکستن. پراکندن و بریدن. جذاذ به معنی مجذوذها و شکستهشدهها است.
نکسوا: نکس: وارونه کردن. «نکسه نکسا: قلّبه علی رأسه و جعل اسفله