تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٢ - کلمهها
کلمهها
سؤلک: سؤل: مطلوب و مسئول و خواسته.
اقذفیه: قذف: انداختن و رها کردن، در آیه معنای دوم مناسب است.
تابوت: تابوت: صندوق. گفتهاند: اصل آن توب به معنی رجوع است که انسان نوبت به نوبت به سوی صندوق بر میگردد.
یم: دریا.
لتصنع: صنع به معنی عمل است، مراد از آن در اینجا تربیت است «لتصنع»:
تا تربیت شوی.
تقر: منظور از تَقَرَّ عَیْنُها روشن شدن چشم و اطمینان خاطر است (مریم/ ٢٦).
فتناک:
فتنه: امتحان و آزمایش. اصل «فتن» گذاشتن طلا در آتش است ناخالص و ناخالص
بودن آن معلوم شود «فتون» مصدر است و میشود جمع فتنه باشد چنان که در کشاف
گفته است.
قدر: (بر وزن شرف) توانایی و اندازه. منظور از آن در اینجا معنی دوم است.
اصطنعتک: اصطناع از ماده صنع به معنی تربیت و اختیار به کار میرود در اقرب الموارد آمده: «اصطنعه لنفسه: اختاره».
لا تنیا: ونی: سستی، ضعف و خستگی. «لا تنیا»: سست نشوید. صیغه تثنیه است.
لینا: لین: نرمی راغب گوید: در اجسام به کار رود و در خلق و معانی دیگر به طور استعاره آید.