تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٣ - شرحها
تأویل: اول: رجوع. تأویل: ارجاع و برگشت دادن، منظور از تأویل در آیه حقیقت و باطن و علت امر است.
شرحها
پیش از تفسیر آیات شریفه، لازم است چند مطلب مورد نظر قرار گیرد:
اول:
خلاصه ماجرای موسی و خضر چنین است، موسی مطلع میشود که در محلّی که دو
دریا بهم نزدیک میشوند بندهای از بندگان عالم خدا وجود دارد، تصمیم
میگیرد او را دریافته و از دانشی که دارد استفاده کند، لذا با خادم خود به
راه میافتد. و میگوید تا رسیدن به محل او به راه ادامه خواهیم داد،
میگوید و با خادمش به راه میافتند.
در بین راه به آن محلّ رسیدند و در
کنار صخرهای استراحت کردند، در آنجا ماهیی که داشتند به دریا افتاد و
ناپدید شد ولی آنها ماهی را فراموش کردند، دریا رفتن ماهی علامت آن بود که
عالم در آن محل است ولی موسی و خادمش از آنجا گذشتند.
پس از مدّتی، موسی
به خادمش فرمود، صبحانه ما را بیاور تا قدری غذا بخوریم که خسته شدیم،
خادم گفت: یادت هست آنجا که در کنار صخره استراحت کرده بودیم، من از ماهی
غفلت کردم، آن به آب افتاد و رفت، موسی گفت:
عجبا عالم در همانجا بوده است و دریا رفتن ماهی نشانه آن میباشد.
از
راهی که رفته بودند بازگشتند تا در آن محل آن عالم را یافتند موسی به عالم
گفت: میخواهم مدّتی با تو باشم تا از آنچه دانستهای به من تعلیم دهی.
آن عالم که از بندگان خاصّ خدا بود، و علم خاصّی از طرف خدا به او