تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٦ - کلمهها
٧٩- نه، حتما آنچه را که میگوید ثبت میکنیم و عذاب او را تداوم میدهیم.
٨٠- و گفتهاش را وارث میشویم و پیش ما تنها میآید.
کلمهها
جثیا: جثو: بزانو نشستن. جاثی: به زانو نشسته. جمع آن جثی است یعنی به زانو نشستگان، آن با ضم و کسر اول خوانده میشود.
عتیا:
عتو: تجاوز. نافرمانی وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبِیراً «فرقان/ ٢١ عاتی و
عاتیه: طاغی و متجاوز، عتیّ در آیه به معنی نافرمانی است، بعضی آن را جمع
عاتی گفتهاند.
صلیا: صلی: ملازمت بریان کردن. دخول، سوختن، چشیدن عذاب.
«صلّی» مصدر است مانند مضی.
واردها:
ورود: مشرف شدن به دخول نه دخول «اصل الورود: الاشراف علی الدخول و لیس
بالدخول» راغب آن را در اصل به معنی قصد آب گفته است، در صحاح گفته است
«ورد ورودا حضر» مؤید این سخن آیه وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ
عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ قصص/ ٢٣ که به معنی اشراف و نزدیک شدن است
ناگفته نماند: گاهی به معنی دخول نیز آید.
ندیا: ندو جمع شدن «ندا القوم
ندوا: اجتمعوا» ندیّ و نادی: مجلس اجتماع. طبرسی فرموده: نادی و ندیّ
مجلسی است که اهلش در آن جمع شدهاند، دار الندوه مکّه که خانه قصیّ بود.
از آن است و در آن مشاوره میکردند.
قرن: قرن (بر وزن عقل): جمع کردن. و نیز قرن جماعتی را گویند که