تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٢ - کلمهها
اصحاب کهف را جز خدا سرپرستی نیست و خدا در حکمش کسی را شریک نمیکند.
کلمهها
کهف: کهف غار وسیع. و اگر کوچک باشد غار گویند نه کهف چنان که طبرسی و
فیروزآبادی گفته است، راغب مطلق غار میگوید در عبارت صحاح و مصباح و اقرب
قید «المنقور» ذکر شده است یعنی غار کندهشده بنا بر این، کهف غار طبیعی
نیست.
رقیم: رقم: نوشتن، نقطه گذاشتن، آشکار کردن. رقیم به معنی مرقوم و
نوشته شده است، اصحاب کهف را اصحاب رقیم گویند که حالات آنها را در فلزی
نوشته و در درب غار نصب کرده بودند.
اوی: اوی: نازل شدن، منضم شدن «اویت منزلی و الیه: نزلته» أَوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْکَهْفِ: جوانان در کهف نازل شدند «فأووا»:
نازل شوید و مکان گیرید.
فتیة: فتی: تازه جوان، در دختر فتاة گویند، جمع فتی، فتیان و فتیه است.
رشد: (بر وزن شرف): هدایت، صلاح. کمال، نجات، منظور از آیه معنای اخیر است «مرشد»: نجات دهنده.
احصی:
احصاء: تمام کردن شمارش. «احصی» شمارندهتر، حصاة به معنی سنگریزه است
راغب گوید: این بدان علّت است که عرب در شمردن از سنگریزه استفاده میکرد.
امد:
مدت و زمان، فرق ابد و امد آنست که ابد به معنی زمان نامحدود و امد به
معنی زمان محدود ولی مجهول الحد است.