تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٣ - کلمهها
٦٥- پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، او را عبادت کن در عبادتش استقامت کن آیا همتایی برای او میدانی؟
کلمهها
مخلصا: به صیغه مفعول: خالص شده که خدا او را برای خود خالص کرده بود و
غیر خدا را در او نصیبی نبود، و اگر به صیغه فاعل باشد یعنی کسی که خود را
برای رضای خدا خالص کرده است وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ نساء/ ١٤٦.
الایمن: طرف راست. جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ: طرف راست طور.
نجیا:
نجی بر وزن فعیل: مناجات کننده یعنی خدا با او مناجات کرده است این کلمه
به معنی فاعل و مفعول آید و در واحد و جمع به کار میرود مانند خَلَصُوا
نَجِیًّا یوسف/ ٨٠ که در خصوص جمیع است.
صدیق: آنکه در عمل و گفتار یک پارچه راستی است و در آیه ٤١ گذشت.
خروا: خرور: سقوط توأم با صدا. «خرّوا» به زمین افتادند.
بکیا: بکاء: گریه. باکی: گریه کننده. بکی: گریه کنندهها.
سجدا: آن جمع ساجد است.
خلف: (بر وزن عقل): جانشین بد. آخر مانده بد (و بر وزن شرف) جانشین خوب، چنان که ابن اثیر و طبرسی و راغب گفتهاند.
غیا:
غی و غوایه: رفتن به راه هلاکت. «غیّا» در آیه به معنی عذاب است، راغب
گوید: تسمیه مسبب به اسم سبب است که غی سبب