تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٨ - کلمهها
٩٧- گفت: برو باید در زندگی بگویی: با من تماسی نیست، و تو را وعدهایست تخلف ناپذیر، بنگر به خدایت که به عبادت او را ادامه دادی، آن را میسوزانیم و به دریا میپاشیم.
٩٨- معبود شما فقط اللَّه است که جز او معبودی نیست، علمش بهر چیز احاطه دارد.
کلمهها
واعدناکم: یعنی: وعده کردیم مواعده گاهی بین الاثنین و گاهی برای مفرد باشد (اقرب الموارد) در آیه برای مفرد است.
الایمن: طرف راست.
المن: من: ترنجبین یعنی ماده چسبنده و شیرینی است مانند عسل که از هوا بر سنگ و برگ درختان مینشست «سلوی» مرغ بلدرچین.
برای این دو کلمه رجوع شود به بقره آیه ٥٧ و اعراف/ ١٦٠، آن دو فقط سه بار در قرآن مجید آمدهاند.
هوی: هوی (بضم اول و فتح آن) به معنی فرود آمدن «هوی الشیء هویا: سقط من علوّ الی اسفل» منظور از آن در آیه سقوط و هلاکت است.
اعجلک: عجله: شتاب و خواستن چیزی پیش از وقت آن. اعجال: به عجله واداشتن.
اثری: اثر: نشانه و نیز به معنی بعد و پشت سر آید گویند: «خرج فی اثره» یعنی در پی او خارج شد، در آیه به همین معنی است.
سامری:
نام همان یهودی است که گوساله ساخت و قوم موسی را به پرستش آن خواند و
گوساله پرستی را به وجود آورد، این لفظ فقط سه