تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٧٨ - کلمهها
٣٢- او را در کار من شریک گردان.
٣٣- تا تو را بیشتر تنزیه کنیم.
٣٤- و تو را بیشتر یاد کنیم.
٣٥- که تو از اول بر ما بینا بودهای.
کلمهها
موسی: پیامبر معروف بنی اسرائیل سلام اللَّه علی نبینا و آله و علیه که
در زبان عبری به معنی «از آب گرفته شده» است (قاموس قرآن) امکثوا: مکث:
توقف با انتظار، راغب گوید: «ثبات مع الانتظار».
آنست: انس (بضم اول): الفت. ایناس: احساس و دیدن و دانستن «آنست»: احساس کردم.
قبس:
(بر وزن شرف): شعله آتش که از آتش برداشته شود. «شعلة نار تقتبس من معظم
النار»، طبرسی فرموده: شعله آتش که در سر نی یا چوبی باشد، اقتباس علم، به
طور استعاره از همین است.
فاخلع: خلع: برکندن. فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ: هر دو کفش خود را بر کن.
الواد: وادی: طبرسی آن را کرانه کوه معنی کرده و گوید: مجرای بزرگ آب را نیز وادی گویند. سیلگاه و دره نیز گفتهاند.
طوی: گویند نام وادی سینا است، این کلمه فقط دو بار در قرآن مجید آمده است: طه/ ١٢- نازعات/ ١٦.
اکاد:
کاد از افعال مقاربه به معنی نزدیکی است، در قاموس، صحاح، اقرب الموارد و
مجمع البیان آمده است که «اراده» از جمله معانی «کاد» است علی هذا أَکادُ
أُخْفِیها معنایش چنین است