تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٢٣ - شرحها
اعلاه» منظور از آن در آیه، گذاشتن باطل بجای حق است.
اف: کلمهای است که دلالت بر انزجار دارد.
اسفلین: اسفل: پائینتر، منظور از آن «مغلوب» است.
نافلة: عطیه. نفل (بر وزن عقل) به معنی زیاد است، نماز نافله را از آن نافله گویند که زائد بر واجب است ایضا به معنی عطیه آمده است، مراد از آیه همان است.
خیرات: خیر به معنی اختیار شده است، خیرات جمع آن است، چیزهای پسندیده و اختیار شده.
شرحها
در آیه سوم از این سوره خواندیم که مشرکان میگفتند: هَلْ هذا إِلَّا
بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ ... سپس در آیه هفتم در جواب
آن خواندیم که:
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی
إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ... این از سنن لا یتغیّر خداست که
پیامبران را از بشر مبعوث کند، در این زمینه حالات عدهای از رسولان الهی
آمده است، در این آیات، شرح حالات موسی و ابراهیم را میخوانیم.
٤٨- وَ
لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً
لِلْمُتَّقِینَ در این آیه و آیات بعدی، قرآن مجید در هدایت بودن با تورات
اصلی مقایسه شده است و شاید علّت جلو آمدن حالات موسی از ابراهیم علیه
السّلام همین است منظور از فرقان و ضیاء و ذکر، تورات است که تورات در زمان
خود فارق بین الحق و الباطل و نور بود که ظلمات شرک و کفر از بین میبرد و
قلوب را نورانی میکرد و ذکری از جانب خدا بود.