تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٧ - نکتهها
میگفتند و یا ویلنا گویان آنها را دور کردیم و مانند آتشی که خاموش شود، خاموش شدند، نه صدایی از آنها شنیده و نه حرکتی از آنها دیده میشد.
نکتهها
پیامبران و مشرکان:
در رابطه با آیات پانزدهگانه باید بدانیم که
اختلاف ما بین پیامبران و مشرکان در مسأله وجود خدا نبود، بلکه هر دو گروه
به وجود خدا عقیده داشتهاند، اختلاف در زمینه حکومت خدا و حکومت توحید
بود، پیامبران میگفتند: مردم باید با قانونی که از طرف خدا القا میشود
زندگی کنند و تمام مسائل زندگی را با فرموده خدا تطبیق کنند، جز خدا کسی را
نپرستند و جز او معبودی نگیرند و جز او از کسی فرمان نبرند.
ولی مشرکان
حاضر به قبول حکومت خدایی نبودند، در جلب منفعت و دفع ضرر روی خیالات واهی
به اصنام روی آورده و در قوانین زندگی پیرو رسومات و قوانین «من درآورده»
خود بودند، طاغوتها را مطاع صرف میدانستند و از خدا بریده بودند، جوامع بت
پرست آن زمان مانند جوامع فعلی اروپا و آمریکا بود، همه ملاکها روی
مادیات، شهوترانی، استعمار دیگران و امثال آن میگردید این جوامع در حال
حاضر، به جای قانون توحید به قانونهای خود روی آورده و به جای خدا از
طاغوتها و رؤسا فرمان میبرند، رابطهای با خدا ندارند، این زندگی جهنمی
بشر را پیوسته در حضیض حیوانیت فرو میبرد، و از مقصود خدا از خلقت انسان،
دور میگرداند.
مشرکان از قبول سخن پیامبران سر باز میزدند، در نتیجه
از نظام خلقت و کارهای شایسته و مطابق آن نظام به دور گشته و گرفتار عواقب
کارهای ظالمانه