تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٨ - کلمهها
٧٦- حقا که نزدیک هستند تو را از این سرزمین بکشانند تا از آن بیرونت کنند، آن وقت پس از تو جز اندکی در اینجا نمیمانند.
٧٧- مانند روش پیامبران ما که قبلا فرستاده بودیم، روش ما را تغییر پذیر نخواهی یافت.
کلمهها
یزجی: زجو: راندن با مدارا سوق دادن، یُزْجِی لَکُمُ: حرکت میدهد و به
جریان میاندازد برای شما، مانند اللَّهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ
لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ جاثیه/ ١٢.
فلک: کشتی آن بر مفرد و جمع اطلاق میشود، مفرد و جمع بودن با قرینه معلوم میشود.
ضر:
ضر (بضم اول): بد حالی «الضّر: سوء الحال» اعم از آنچه در نفس باشد یا در
بدن و یا در مال و جاه و بفتح اول: در مقابل نفع است مثل لا یَمْلِکُ
لَکُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً مائده/ ٧٦، بعضی، هر دو را به یک معنی
گفتهاند ولی قرآن مطلب اول را تأیید میکند (قاموس قرآن- ضرر) مَسَّکُمُ
الضُّرُّ: رسید به شما بد حالی.
یخسف: خسف: فرو رفتن و فرو بردن. «خسفه اللَّه و خسف هو» پس أَنْ یَخْسِفَ بِکُمْ: بر زمین فرو برد شما را.
بر: بر: خشکی مقابل بحر به معنی نیکوکار و احسان کننده نیز آید (قاموس قرآن).
حاصبا:
حصب: انداختن سنگریزه «حصبه حصبا: رماه بالحجارة» حاصب بادی را گویند که
توأم با ریگ و سنگریزه باشد (طوفان ریگباران).