اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٩ - نكته ٢
معلوليت- فكر هر ادراك زائيده ماده بوده- و نتيجه جبرى تحولى است- كه در مجموعه پدر و مادرش پيدا شده است- .
با نوع ساختمان مادى- سلسله عصبى شخص ادراك كننده دارد- و تاثير خاص مغز ادراك كننده دخيل است- پس حقايق نسبى است يعنى در عين اينكه حقيقت است- با طرز ساختمان مغز هر شخص- و شرايط زمانى و مكانى نيز مربوط است- .
دكتر ارانى در صفحه ٣٤ ماترياليسم ديالكتيك - مىگويد چقدر بى مغز است- اگر مكتبهاى مخالف ما توقع دارند- شناختن صورت خارجى پيدا كند- و فكر در تاثيرى كه از اشياء گرفته است تصرف نكند- بالاخره اين تصرف همان شناختن است- اينهايى كه عقب عين حقيقت حقيقت مطلق- و مفهومهاى پوچ ديگر مىباشند- مثل اينست كه مىخواهند عمل شناختن- مانند عمل هضمى صورت گيرد- كه نه ماده غذائى وارد معده شود- و نه معده بر روى مواد غذائى اثر كند - .
همانطورى كه ملاحظه مىفرمائيد- به عقيده ماترياليستها محسوسات براى فكر- مانند مواد غذائى براى معده است- و عمل شناختن تاثير مادى مخصوصى است- كه سلسله اعصاب- بر روى آن پديدههاى محسوس مادى مىنمايد- مانند تاثير خاصى كه معده بر روى مواد غذائى مىنمايد- و همان طورى كه معدهها در عمل هضم- با يكديگر اختلاف دارند سلسله اعصاب نيز مختلفند- .
ايضا در همان صفحه مىگويد- نوع ساختمان سلسله عصبى به طرز مخصوصى- در عمل شناختن مؤثر خواهد بود- زيرا خود همين تاثير شناختن است- ما ميدانيم كه اعصاب انسان- و حيوان ديگر بطرز مختلف عمل مىنمايد- بوى معين انسان را متنفر ولى حيوان را جلب مىكند- رنگ معين بنظر حيوان ديگر حال ديگرى را دارد- يا اينكه آهنگ معين به گوش يكنفر خوش- و به گوش ديگرى نامطبوع است- درجه حرارت معين گاه بنظر سرد و گاه گرم جلوه مىكند- خلاصه تاثير ساختمان سلسله عصبى را در شناختن ميدانيم- ولى از اينجا نبايد نتيجه بگيريم- چون نوع عصب در شناختن مؤثر است- پس عين حقيقت را نمىتوان شناخت- زيرا چنانكه ذكر كرديم- مفهوم كلمه شناختن شامل همين تاثير مخصوص هم هست - .
قطع نظر از ساير اشكالاتى كه بر اين گفتهها وارد است- و در مقاله چهارم مشروحا گفته خواهد شد- با اندك توجه روشن مىشود- كه موضوع حقايق نسبى