اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٣ - مقاله دوم فلسفه و سفسطه(١)يا ره آليسم و ايده آليسم
معلوماتى كه- اصول اوليه(١)اين حقيقت را تشكيل ميدهند- با ما همدست و همداستان بوده- و نظير ادراكات و افعال ساده اوليه ما را دارند- .
آرى هنگامى كه پس از رشد و تميز- به صحنه تفكر و بحث وارد مىشوند- ايده آليسم و سفسطه را پذيرفته- و مىگويند واقعيتى نيست- و برخى از آنان چون مىبينند كه در همين يك جمله- واقعيتهاى بسيارى را تصديق نمودهاند- شكل جمله را تغيير داده- و مىگويند علم بواقعيت نداريم- و برخى از آنان بيشتر دقيق شده- و مىبينند باز در همين سخن خودشان- و علم خودشان فكر را تصديق نمودهاند لذا مىگويند- واقعيتى خارج از خودمان ما و فكر ما نداريم- يعنى علم بواقعيت خارج از خودمان- و فكر خودمان نداريم- و جمعى گام فراتر نهاده- و بجز خود و فكر خود همه چيز را منكر شدهاند- جز من و فكر من چيزى نمىدانم- البته خطرناكتر از همه اينها كسانى هستند- كه مطلق واقعيت حتى واقعيت خود را منكر بوده- و بجز شك و ترديد چيزى اظهار نمىدارند- .
پس از اينجا روشن مىشود كه حقيقت سفسطه- انكار علم ادراك مطابق با واقع است- چنانكه ادلهاى كه از اين طائفه نقل شده- همه در گرو همين محور چرخيده- و عموما بهمين نكته متكى مىباشند و از اين جا است كه فلسفه مىگويد- اساس سفسطه مبنى بر اصل عدم تناقض است- زيرا همه معلومات بحسب تحليل باين قضيه متكى (١)اگر اين حقيقت خارج از من جهانى است- كه من در وى كارهائى به حسب خواهش خود مىكنم- را كه ذهن ما آنرا از مجموع معلومات- و ادراكاتى كه اجزاء اصليه- يا عناصر اوليه آن بشمار مىرود تركيب نموده- تجزيه و تحليل نمائيم- بعددى قابل توجه از معلومات ابتدائى برخواهيم خورد- كه در ايجاد اين حقيقت شركت داشتهاند- اين معلومات ابتدائى را در منطق- گاهى در مقاله تحليل و تركيب- مبادى تصوريه و تصديقيه- و گاهى در باب برهان ضروريات و بديهيات مىنامند