اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٦ - نكته چهارم
٢-گاهى تصور غذا خوردن مىكند- و ملزم به غذا خوردن نيست- .
٣-گاهى راستى گرسنه مىشود- و انديشه غذا خوردن اقناعش نمىكند- و در اين سه فرض انديشهها و افكار وى يكسان نيستند- بلكه برخى از آنها با واقع تماس دارد- و برخى ديگر انديشه بى پايهاى بيش نيست- و بهمين ترتيب خواهد ديد- كه پيوسته در امتداد جاده زندگى- در پيش پاى خود يك رشته افكار منظم قهرى- و يك رشته افكار غير منظم دلبخواه دارد- و انديشههاى منظم وى با واقع تماس دارند- .
ولى اگر با ايده آليست مكابر روبرو شويم- بايد از رويه عقلائى خودمان استفاده كرده- و با وى مانند يك آفت بى جان رفتار كنيم- زيرا كسى كه علم ندارد جماد است- آتش كه مىسوزاند بايد خاموش كرد- و آب را كه غرق مىنمايد بايد خشك و نابود نمود- و سنگى كه رهگذر را گرفته باشد بايد خرد كرده- كنار ريخت و همچنين جانوران كشنده را بايد كشت- و حشرات موذيه را بايد راند- زيرا كارى كه با طبع خود مىكنند ناچار جائز مىدانند- و اگر چنانچه جائز است در مورد خودشان نيز جائز است