اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٨ - خرده گيرى
گرفته مىشود- با خود بيان سازگار نيست زيرا نتيجه دومى- صحيح مطلق نداريم و غلط مطلق نداريم- خودش بعنوان صحيح مطلق گرفته مىشود- چه اگر اين قضيه را صحيح نسبى بگيريم- صحيح مطلق را چنانچه دكتر ارانى در صفحه ٤٩ جزوه مزبور- پس از آنكه جمله معروف را- در يك رودخانه دو دفعه نمىتوان وارد شد- از هراكليد نقل مىكند مىگويد- هراكليد متوجه تاثير مفهوم جريان- در مفهوم رودخانه شده است - .
ولى حقيقت اين است كه- هيچيك از حكماء قديم يونان و حكماء- دوره اسلامى و حكماء جديد اروپا- در اين قسمت با طرفداران ماترياليسم ديالكتيك - شريك نيستند- از دانشمندان جديد اروپا فقط هگل - نيمه دوم قرن هيجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم ميلادى- را مىتوان نام برد كه چنين عقيدهاى داشته است- و از دانشمندان دوره اسلامى- تنها محقق جلال الدين دوانى قرن دهم هجرى- عقيده خاصى در باب علم دارد- كه همين نتيجه را مىدهد اشتباه اساسى- ماترياليسم ديالكتيك هم همين جا است- .
اين آقايان گمان كردهاند كه اگر يك مفهوم- حقيقت و مطابق با واقع باشد- بايد خاصيت مصداق خود را داشته باشد- و چون مصداقهاى خارجى خاصيت تكامل- و تاثير متقابل را دارند- عين اين دو خاصيت بايد در مفاهيم ذهنى موجود باشد- و الا با واقع مطابق نخواهند بود- غافل از اينكه اگر بنا شود- مفهوم خاصيت مصداق خود را داشته باشد- بايد تمام خاصيتهاى او را داشته باشد- و در اين صورت اين مفهوم مفهوم شىء خارجى نيست- بلكه خود يك واقعيتى است- در عرض آن واقعيت و ساير واقعيتهاى طبيعت- .
كسانى كه به منطق و فلسفه قديم- كه اين آقايان آنها را كهنه و جامد مىخوانند- آشنائى دارند مىدانند كه- در مبحث معروف وجود ذهنى- كه از غامضترين و پيچيدهترين مسائل است- شبهه معروفى هست كه اساس آن شبهه- با اين اشتباهى كه ماترياليسم ديالكتيك - در باب حقيقت دچار آن شده است يكى است- آن شبهه اينست اگر عين ماهيت معلوم- در ذهن موجود شود- يعنى اگر مفهوم ذهنى حقيقت و مطابق با واقع باشد- ناچار بايد تصورات ذهنى مصداق ماهيت معلوم باشند- و قهرا تمام خواص و آثارى كه ساير مصاديق دارند- داشته باشند مثلا اگر يك جوهرى- از جواهر يا كمى از كميات- يا كيفى از كيفيات جسمانى را تصور كنيم لازم است- كه تصور ما خودش