اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٠ - علم و معلوم ارزش معلومات
دهند عاجز و زبونند- .
از اين بيان نتيجه گرفته مىشود- ١ ميان صورت محسوسه و صورت متخيله- و صورت معقوله مفهوم كلى هر چيزى- نسبت ثابتى موجود است- .
٢ بوجود آمدن مفهوم كلى موقوف است- به تحقق تصور خيالى- و تحقق تصور خيالى موقوف است به تحقق صورت حسى- چنانكه هر يك بترتيب پس از ديگرى بوجود مىآيد- .
٣ همه معلومات و مفاهيم تصورى منتهى بحواس مىباشد- .
باين معنى كه هر مفهوم تصورى فرض كنيم- يا مستقيما خود محسوس است- و يا همان محسوس است كه دست خورده- و تصرفاتى در وى شده- و خاصيت وجودى تازهاى پيدا نموده است- چنانچه گرماى شخص محسوس صورت محسوسه بوده- كه تشخص و تغيير را دارد- و صورت خيالى وى ماهيت گرمى و تشخص را داشته- ولى از آن جهت كه متخيل مىباشد ثابت است- و مفهوم كلى وى تنها ماهيت گرمى را داشته- ولى تشخص و تغيير را ندارد- .
٤ اگر نتيجه سوم را به مقدمهاى- كه در مقاله ٢ بثبوت رسيد- بواقعيت خارج از خود فى الجمله مىتوانيم نائل شويم- ضم كنيم اين نتيجه را مىدهد- كه ما بماهيت واقعى محسوسات فى الجمله نائل مىشويم- اين قضيه به همان اندازه كه ساده و مبتذل مىباشد- و بهمين جهت سهل التناول است- دقيق و صعب الفهم مىباشد- و فلسفه او را بمعنى دقيقش اثبات مىكند- نه بمعنى ساده و مبتذل وى- چنانكه در جاى مناسب به خودش گفته خواهد شد- .
اين جا است كه پرسش گذشته خود نمائى كرده- و پيش مىآيد كه اگر چنانچه ما با حواس خود- بماهيات واقعى اشياء نائل مىشويم- پس اين همه اختلاف و تخلف در حس چيست- .