اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٣ - ٦- چرا علوم تجربى يقينى نيست
يك تكامل عرضى- كه آنرا در بالا توسعه تدريجى ناميديم مىباشد- داراى يك تكامل طولى نيز هستند- بترتيبى كه شرح داده شد- .
ولى خواننده محترم خوب توجه دارد- كه اين نوع تكامل نيز ربطى- به مسئله تكامل حقيقت باصطلاح فلسفى آن ندارد- يعنى اينطور نيست كه يك حقيقت مسلم- بتدريج صحيحتر و صادقتر شده باشد- و باصطلاح ماترياليستها- درجه حقيقى بودنش بالاتر رفته باشد- بلكه فرضيه و تجربيات جديد ثابت كرد- كه فرضيه اول را نمىتوان بعنوان حقيقت تلقى كرد- تمام آنرا يا بعضى از قسمتهاى آنرا بايد كنار گذاشت- و البته بتدريج بحسب توالى زمان- فرضيهها جامعتر و دقيقتر مىشود- و وجود فرضيه پيشين- براى پيدايش فرضيه بعد از خودش دخيل است- يعنى هر چند دانشمند طبيعى- با نيروى حدس خود فرضيه ميسازد- اما ترديدى نيست كه سوابق ذهنى وى- در تحقق اين حدس دخيل است- و على اى حال اين مطلب ربطى- بتكامل حقيقت باصطلاح فلسفى ندارد- .
اين نوع از تكامل از جنبه احتمالى- و غير يقينى بودن مسائل علوم طبيعى ناشى مىشود
[٦-] چرا علوم تجربى يقينى نيست
علت يقينى نبودن علومى كه صرفا مستند به تجربه هستند- اينست كه فرضياتى كه در علوم ساخته مىشود- دليل و گواهى غير از انطباق با عمل- و نتيجه عملى دادن ندارد- و نتيجه عملى دادن دليل بر صحت يك فرضيه- و مطابقت آن با واقع نمىشود- زيرا ممكنست يك فرضيه صد در صد غلط باشد- ولى در عين حال بتوان از آن عملا نتيجه گرفت- چنانكه هيئت بطلميوس كه زمين را مركز عالم- و افلاك و خورشيد و همه ستارگان را- متحرك بدور زمين ميدانست غلط بود- ولى در عين حال از همين فرضيه غلط- در باره خسوف و كسوف و غيره نتيجه علمى مىگرفتند- طب قديم كه بر اساس طبايع چهارگانه- حرارت برودت رطوبت يبوست قضاوت مىكرد- غلط بود ولى در عين حال- عملا سدها هزار مريض را معالجه كرده است- .
ممكنست اين پرسش براى بعضى پيش آيد- كه چگونه ممكنست- يك غلط و موهوم نتيجه صحيح و موجود بدهد- .
پاسخ اين سؤال اينست- كه گاهى دو چيز يا بيشتر يك خاصيت دارند- و بيك نحو نتيجه ميدهند- حالا اگر در موردى يكى از آن دو چيز وجود داشت- و ما آن ديگرى را كه موجود نيست فرض كرديم- و روى او حساب كرديم- قهرا چونكه حساب هر دو بيك نتيجه مىرسد- عملا از حساب خود نتيجه مىگيريم-