فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٦٩٨ - اشاره
صالح؛ یعنی نیک، نیکوکار، شایسته، صالحه، مؤنث صالح است و به معنای زن نیکوکار، و نیز به معنای عمل نیک و حسنه. [١]
اصلح (به فتح همزه و لام)، به معنای صالحه، شایستهتر، بهتر و باصلاحتر و اصلاح (به کسر همزه)؛ یعنی درست کردن، آراستن، سازش کردن، به صلاح آوردن. [٢]
مصالح به (فتح میم)، جمع مصلحت؛ یعنی آنچه مایه سود و صلاح انسان است، و مصالح (به ضمّ میم و کسر لام)؛ یعنی صلحکننده، سازشکننده، و مصالحه (به ضم میم و فتح لام)؛ یعنی با هم صلح کردن، آشتی کردن، سازش کردن. [٣]
مصلح (به ضم میم و کسر لام)؛ یعنی اصلاحکننده؛ به صلاح آوردن، و مصلحت (به فتح میم و لام و حاء)؛ یعنی آنچه باعث خیر و صلاح و نفع آسایش انسان باشد.
مصالح، جمع آن است. [٤] ٣. صلح و صالحون در تفاسیر
اشاره
شیخ طایفه طوسی قدّس سرّه در تفسیر تبیان فی قوله تعالی: «مِنْ بَعْلِها
نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یُصْلِحا بَیْنَهُما
صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ
تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً»
[٥]، فرموده: خدای تعالی میفرماید: «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ»، و معنایش
«علمت است»، «مِنْ بَعْلِها»، شوهرش، «نُشُوزاً»: از او به دیگری
بلندپروازی دارد، یا به واسطه کینهای که از او دارد، یا به جهت اینکه از
چیزی از او ناخشنودی پیدا کرده، و یا از سنش و پیریاش، یا غیر آنها، «أَوْ
إِعْراضاً»؛ یعنی برگرداندن رویش را با دریغ داشتن بعضی منافعش را که برای
آن زن از اوست، «فَلا جُناحَ»: اشکالی ندارد از اینکه «أَنْ یُصْلِحا
بَیْنَهُما صُلْحاً»، بین آن دو رفع آن فساد نشود؛ به نوعی که بینشان به
آشتی و نیکی گراید؛ به اینکه آن زن روزش را که در قسمت او است ترک کند یا
از
[١]. همان، ص ٧٩٥.
[٢]. همان، ص ١٤٩- ١٤٨.
[٣]. همان، ص ١٠٩٩.
[٤]. فرهنگ عمید، ص ١١٠١.
[٥]. نساء/ ١٢٨.