فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٠١ - ج- معنا و مفهوم سوّم خیر
٢. موصوف آن خیر که نزد پروردگارشان است، مخصوص متقین میباشد:
- لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ. [١]
- إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ. [٢]
٣. و افعل منه آن، کثیر بوده و بهشت است، و متقین هرچه بخواهند، در آن موجود است:
- فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ. [٣]
- وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ. جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فِیها ما یَشاؤُنَ کَذلِکَ یَجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقِینَ. [٤] ج- معنا و مفهوم سوّم خیر
یکی از معانی و مفاهیم خیر، معنای وصفی آن است و تقدیر آن، افعل منه در
ظاهر میباشد و در آن، توجّهی به باطن نیست، نحو قوله: «قالَ أَنَا خَیْرٌ
مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.» [٥]؛ یعنی ابلیس
گفت: من از آدم برترم؛ که مرا از آتش آفریدی و او را از گل خلق نمودی. امّا
برای تحقّق اعتبار معنای وصفی لازم است، باطن؛ یعنی «مبانی افعل منه»،
مورد توجّه باشد، ولی در اینجا ابلیس توجّهی به باطن افعل منه نداشت؛ یعنی
از سر استکبار توجّهی نداشت که روح خدایی در آدم دمیده شده: «وَ نَفَخْتُ
فِیهِ مِنْ رُوحِی» [٦]، و تنها برای ثبوت برتری خود، به ظاهر افعل منه،
استدلال قیاسی نمود که:
مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل خلق کردی:
«خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ»، و نتیجه گرفت: چون آتش
برتر از گل است، پس من برتر از آدم هستم. به واسطه عدم اعتنای او به مبانی
افعل منه در استدلال قیاسی، اعتباری نداشته و قیاسش باطل است؛ زیرا اگر به
مبانی استدلال قیاس میکرد، متوجّه میشد که در آدم روح خدای متعال دمیده
شده
[١]. آل عمران/ ١٥.
[٢]. قلم/ ٣٤.
[٣]. توبه/ ٣٨.
[٤]. نحل/ ٣١.
[٥]. اعراف/ ١٢.
[٦]. ص/ ٧٢.