فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ١٥ - 2 در معنای خلوص
راغب، در مفردات فرموده: خالص مانند کلمه «صافی» است، جز اینکه خالص آن
است که ناخالصیاش از آن زایل گردیده بعد از بودنش در آن، و «صافی» را
گاهی به آن چیزی میگویند که آمیختهای با آن نیست، قال تعالی: «وَ قالُوا
ما فِی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُکُورِنا»، و گفته میشود:
«هذا خالص و خالصة، نحو: داهیة (بسیار زیرک و باهوش) و راویه (نقلکننده
سخن)»، و قوله تعالی: «فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا»؛
یعنی او را در حال جدایی از غیر آنان، تنها گذاشتند، و قوله: «وَ نَحْنُ
لَهُ مُخْلِصُونَ»، «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِینَ.» پس اخلاص
مسلمین به این است که آنان بیزاری جستهاند از آنچه یهود ادعای آن را
دارند، از تشبیه، و نصاری از تثلیث. قال تعالی: «مُخْلِصِینَ لَهُ
الدِّینَ»، و قال: «لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ
ثَلاثَةٍ»، و قال: «وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ»، و این مانند اول
است، و قال: «إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا»؛ پس حقیقت
اخلاص، بیزاری جستن از همه است به غیر از خدای تعالی. [١]
فخر الدین در
مجمع البحرین فرموده: «خَلَصُوا نَجِیًّا»؛ یعنی جدا کردند از مردم و
تنهایش گذاشتند، و قوله: «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَی
الدَّارِ»؛ یعنی آنان را برای خودمان خالص گردانیدیم، به صفتی خالص، که هیچ
آمیختگی در آن نباشد و آن، ذکر الدّار است؛ یعنی آخرت را به آنان تذکّر
داد به طاعت خدای تعالی، و «خالصة» به اضافه قرائت شده است، و قوله تعالی:
«وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»،
بعضی از مفسرین گفتهاند: و معنای اخلاص، عبارت از آن نزدیکی است که یاران
در نیّاتشان، آن را یاد میکنند و آن، انجام دادن طاعت است خالصا برای خدای
تعالی وحده. پس منطوق آیه، دلالت دارد بر اینکه امر منحصر است در عبادت
خالصانه، و امر به شیء، همان گونه که در اصول آمده است، نهی از ضدّش بوده
یا مستلزم نهی از ضدّ آن است. پس هر آنچه خالص نباشد، از آن نهی شده، و آن
فاسد است، و قوله: «إِنَّهُ
[١]. مفردات، ص ١٥٥.