فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٤١٦ - کلمات قصار پیرامون سکینه و وقار
٤. و خدای تعالی، سکینه خود را بر پیامبرش و بر مؤمنین نازل میکند، و در حالی که سزاوارند و اهلّیت دارند، کلمه تقوا را بر آنان الزام مینماید: «إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلِیَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوی وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً.» [١] کلمات قصار پیرامون سکینه و وقار
در غرر الحکم و درر الکلم، در «باب السکینة و الوقار»، سخنانی از مولی
الموحدین، امیر المؤمنین، علی علیه السّلام به اختصار بیان شده که در اینجا
به نقل برخی از آنها میپردازیم:
١. «السّکینة، عنوان العقل.»: آرامی، نشانه عقل است.
٢. «علیک بالسّکینة؛ فإنّها أفضل زینة.»: بر تو باد به آرامش؛ زیرا که آن، برترین زینت است.
٣. «نعم الشّیمة، السّکینة.»: آرامی و سکینه، خوب شیوه و خصلتی است.
٤. «الوقار، حلیة العقل.»: تمکین و وقار، زینت عقل است.
٥. «الوقار، برهان النّبل.»: وقار و سنگینی، دلیل زیرکی و نجابت است.
٦. «إن توقّرت، أکرمت.»: اگر سنگین و باوقار باشی، گرامی داشته میشوی.
٧. «بالوقار، تکثر الهیبة.»: به واسطه سنگینی و وقار، هیبت، زیاد میشود.
٨. «کن فی الملاء، وقورا، و کن فی الخلاء ذکورا.»: در بین مردم، سنگین و باوقار باش؛ و در خلوت، بسیار به یاد خدا و گوینده ذکر باش.
٩. «من کثر وقاره، کثرت جلالته.»: هرکس، سنگینی و متانت او بسیار باشد، شکوه و جلال او بسیار میشود.
١٠. «ملازمة الوقار، تؤمن دناة الطّیش.»: ملازم بودن باوقار، موجب ایمنی از خواری و پستی است.
١١. «نعم الشّیمة الوقار.»: متانت و سنگینی، چه خوب و پسندیده خصلتی است.
[١]. فتح/ ٢٦.