فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٣٦٣ - 3 سکینه در تفاسیر
ضمّ و فتح سین و کسر کاف مشدد)؛ یعنی آرامشدهنده، آرامکننده، و مسکنت (به فتح میم و کاف و نون)؛ یعنی درویشی، بیچیزی، بینوایی، و مسکون؛ یعنی جا گرفته، جا داده شده، جایی که محل سکونت باشد، و مسکین (به کسر میم کاف)؛ یعنی فقیر، بینوا، درویش، و مساکین، جمع آن است. [١] ٣. سکینه در تفاسیر
شیخ طایفه طوسی قدّس سرّه در تفسیر تبیان فی قوله تعالی: «وَ قُلْنا یا
آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَ کُلا مِنْها رَغَداً
حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ
الظَّالِمِینَ» [٢]، در معنای:
«اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ
الْجَنَّةَ»، فرموده: آن را پناهگاهی قرار بده که در آن پناهگیری و آرامش
پیدا کنی، و خدای تعالی، نعمت را بر آدم، عظیم و بزرگ نمود، به واسطه آنچه
از عملش به او اختصاص داد، و به او فرشتگان سجده نمودند و او را در بهشتش
جای داد و این نعمت بر فرزندان او هم هست؛ پس بر آنان لازم است که شکر آن
نعم را بهجا آورند و حقّ آن را ادا نمایند، و جنتی که آدم در آنجا ساکن
گردید، قومی گفتند: آن بستانی از بستانهای دنیا است؛ زیرا دست ابلیس و
وسوسه او به جنت خلد نمیرسد. [٣]
نیز فی قوله تعالی: «فالِقُ
الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
حُسْباناً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ» [٤]، گفته است: قوله:
«فالِقُ الْإِصْباحِ»، یعنی شکافنده ستون صبح از تاریکی شب، و آن دلالت بر
قدرت شگفتآوری دارد که به جز خدای تعالی، کسی بر آن قدرت ندارد. «وَ
جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً» را «و جاعل اللَّیْلَ»، خوانده، به جهت اینکه
معطوف بر «فالِقُ» است؛ پس هم شکل آن میباشد، و قوله: «و جاعل اللَّیْلَ»؛
یعنی در آن، آرامش پیدا کردید و در آن به ودیعه قرار گرفتید، و قوله: «وَ
الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً»؛
[١]. فرهنگ عمید، ص ١٠٩١.
[٢]. بقره/ ٣٥.
[٣]. تبیان، ج ١، ص ١٥٥.
[٤]. انعام/ ٩٦.