فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٨٣٧ - کلمات قصار پیرامون عدل
ج- و خدای تعالی با تأکید و به طور مطلق عموم مردم را به اجرای عدالت، احسان و اعطای به خویشان امر میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی » [١] کلمات قصار پیرامون عدل
در غرر الحکم و درر الکلم در «باب العدل» سخنانی به اقتصار از مولای
موحدان، امیر المؤمنان، علی علیه السّلام بیان شده که ما در اینجا به نقل
برخی از آن سخنان میپردازیم.
١. «العدل رأس الإیمان و جماع الإحسان»: دادگری، سر ایمان و گردآورنده نیکویی است.
٢. «العدل قوام الرّعیّة و جمال الولاة»: دادگری، قوام رعیت، و زیبایی حکام است.
٣.
«العدل، إنّک إذا ظلمت، أنصفت، و الفضل، إنّک إذا قدرت، عفوت.»: عدل و داد
به این است که هرگاه تو مورد ظلم و ستم واقع شدی، انصاف به خرج دهی و
فضیلت و برتری در این است که چون قدرت پیدا کردی، عفو کنی، و از آن درگذری.
٤. «اعدل، تحکم»: دادگر باش تا حاکم و فرمانده باشی.
٥. «اعدل، تملک.»: دادگری کن تا حکومت کنی.
٦. «اعدل، تدم لک القدرة.»: دادگری کن تا قدرت برای تو دوام داشته باشد.
٧. «أحسن العدل، نصرة المظلوم.»: نیکوترین عدل، یاری کردن مظلوم است.
٨. «أعدل النّاس، من أنصف من ظلمه.»: عادلترین مردم، کسی است که نسبت به آن کس که به او ظلم نموده، انصاف ورزد.
٩. «إنّ من العدل، ان تنصف فی الحکم و تجتنب الظّلمة.»: البته، از عدل است که در حکم نمودن انصاف داشته باشی و از ستم کردن دوری کنی.
١٠.
«القسط روح الشّهادة.»: روح شهادت، عدل است (یعنی: شهادتی که در آن عدالت
جاری نباشد، روحی در آن نیست و اثری بر آن مترتّب نخواهد بود).
١١. «العدل حیاة الأحکام.»: عدل و دادگری، جان و حیات حکم است (یعنی: حکم بدون عدل، همچون مردهای است و حرکت و تأثیری ندارد.
[١]. نحل/ ٩٠.