سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - جامعة الزهراء
توصيفى خوانده شد كه پيشتر در شرح ديدار با پرفسور اميرحسين عابدى گفتيم؛ يعنى اگر سابقه و خاطره شنيدن آنها در ايران به مددمان نمىآمد در فهم بسيارى از واژهها و ابيات ناتوان مىمانديم.
منم شاگرد و مهدى امام و مونس جانم *** دلم خواهد شوم لايق ببينم روى جانانم
خدا بخشا به او گناهان مرا *** كه شرم دارم دگر ببينم من تو را
به هر برگ كتابم آيههاى پاك قرآن است *** يگانه رهبرم روح خدا پير جماران است
خدا بخشا به او گناهان مرا *** كه شرم دارم دگر ببينم من تو را
به سر جز شور آگاهى ز احكام شريعت نيست *** تمناى دلم غير از حقيقت علم و حكمت نيست
و...
اباصالح اباصالح كجايى *** كجايى يوسف زهرا كجايى
بيا مهدى بيا دورت بگرديم *** بيا تا دست خالى برنگرديم
بيا مهدى بيا دردم دوا كن *** بيا با ديدنت حاجت روا كن
اباصالح اباصالح فقيرم *** بده دستى كه دامانت بگيرم
و...
بعد از تلاوت قران و تواشيح و شعرخوانى، ابتدا حيدرمهدى چند دقيقهاى صحبت كرد و سپس حاجآقا؛ كه از سرودخوانى