سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - در سفارت ايران در هند
مىشود فردا كمكش نمىكنند و...، اين شفاعت استقلالى است يعنى وساطتى است كه واسطه مىآيد خواست خودش را بر طرف تحميل مىكند و علىرغم ميل باطنىاش تسليم حرف او مىشود؛ اين شفاعتى است كه مشركان به آن قائلند. مىگفتند فرشتگان، دختران خدا هستند و خدا آنها را خيلى دوست دارد. اين بتهايى كه ما مىسازيم، مجسمهاى از فرشتگان است ما در برابر اينها خضوع مىكنيم تا فرشتگان خوششان بيايد. مثل اينكه ما به عكس كسى احترام مىگذاريم تا صاحب عكس خوشش بيايد، پرستش آنها اصلا اين گونه بود آنها مىخواستند فرشتگان را پرستش كنند، منتها خود فرشتگان را كه نمىديدند مجسمهاش را مىپرستيدند. آنها به آن عكس و به آن بت احترام مىكردند براى اينكه آن فرشته خوشش بيايد، تا چه كار كند؟ آن وقت نعوذ بالله بيايد پيش بابا بگويد باباجان به خاطر من از اين شخص صرف نظر كن يا روزى او را زياد كن يا حاجتش را بده، او نمىخواست اين كار را بكند ولى چون دخترش دوست دارد، انجام مىدهد. اين شفاعت مشركان، شفاعت استقلالى است. يعنى نعوذ بالله خدا مجبور است براى رضايت دخترهايش حرف آنها را گوش كند. تفاوت شفاعت بتپرستانه و شفاعت موحدانه اينجاست.
انسانها خوبى يا احسان ديگران را درك مىكنند.