سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٥ - با نخبگان و ايرانيان
در جهت سير انسان به آن هدف باشد و هرچه منافات با آن داشته باشد، نه. اگر همه رفتارهاى انسان در سراسر زندگى اعم از رفتارهاى فردى، خانوادگى، اجتماعى، سياسى و... همه يك جهت داشته باشد، اين ديندارى است؛ البته مراتبى هم دارد. ديندار بودن يعنى اينكه زندگى انسان رنگ خدايى بيابد؛ صِبْغَةَ اللهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَة[١] اين تعبير قرآنى است، صبغه يعنى رنگ، به رنگريز هم صبّاغ مىگويند. صِبْغَةَ اللهِ؛ يعنى رنگ خدايى، اگر زندگى ما رنگ خدايى پيدا كرد، دين داريم والاّ نه. آيا بايد زندگى انسان رنگ خدايى بيابد؟ اگر مىخواهد انسان واقعى و با كمال باشد آرى، والاّ به حد حيوانات تنزل مىكند و گاهى پستتر از حيوانات مىشود؛ إِنْ هُمْ إِلاّ كَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل[٢]اگر بخواهد انسان واقعى بشود، بدون دين و بدون ارتباط با خدا نمىشود، اين ارتباط با خدا چگونه حاصل مىشود؟ بعضىها كه استعداد فوق العادهاى داشتند، مستقيماً خدا با آنها ارتباط برقرار كرد. ما معتقديم ١٢٤ هزار نفر افراد نخبهاى در عالم بودند كه چنين استعدادى را داشتند كه خدا مستقيماً با آنها تماس بگيرد؛ وَلكِنَّ اللهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ،[٣] بقيه چنين استعدادى را ندارند مثل استعداد در
[١] بقره: ١٣٨. [٢] فرقان: ٤٤. [٣] آلعمران: ١٧٩.