سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - لطفاً بوق بزنيد
شانه به شانه هم زندگى مىكنند. بمبئى بزرگترين شهر هندوستان است و مهمترين بندر تجارى آن؛ شهرى كه نبض اقتصاد هند در آنجا مىتپد.
در سياحت از بمبئى مىمانى كه از سير افسارگسيخته و بىنظم اجزاى آشفته آن تعجب كنى يا تحسين كنى تركيب هماهنگ همين اجزاى آشفته ر؛ اينجا آلونكهاى كوتاهقد بىتوجه به ستاره هتلهاى بلندبالا در پيادهرو كنارشان برپا شدهاند. گاوها بىاعتنا به سيل جمعيت، در بستر خيابانها خوابيدهاند. مرتاضها بىخيال جنبش و تكاپوى مردمان گوشهاى به تفكر نشستهاند، و گروهى از زنان و مردان سپيدپوش پاى پياده و برهنه و با دقت تمام راه مىروند تا مبادا بر جنبندهاى كوچك پا بگذارند. اينجا موزه كاملى است براى هر پژوهشگر اديان، چون هم مسجد مىبيند و هم كليسا و كنيسه و بتكده، نه در جغرافيايى پراكنده كه گاه با پيمودن يك خيابان، و بهشت موعودى است براى جهانگردان؛ چراكه بمبئى چونان زنبيل پرتنوعى است كه هرگونه آداب و رسوم و زبان و دين و قبيله و مسلكى را در آن سرازير كردهاند، و بمبئى فراتر از همه اين توصيفهاست.
لطفاً بوق بزنيد
در بمبئى سرسام مىگيرى از انبوه وسايل نقليه ماشينى و حيوانى كه چون مور و ملخ در كوچه و خيابان مىلولند و كلافه مىشوى از صداى بوقهاى ممتد اين همه وسايل. رانندگان اينجا يك پا بر