نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - حكومت اسلامى، دين مدار و ارزش گرا
تيّهان[١] به شهادت رسيدند. اين عده از سرداران پر افتخار لشكر امام على(عليه السلام) بودند. عمار كسى بود كه به وسيله او، حق از باطل تميز داده مىشد؛ چون پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در شأن او فرمود: تَقْتُلُه الْفئةُ الباغية= گروهى كه اهل ستم و تجاوز هستند او را مىكشند.
از اين رو اصحاب اميرالمؤمنين(عليه السلام)، شاميان را به عنوان: «فئه باغيه»، محكوم مىكردند. در مقابل، لشكر معاويه هم جوابى درست كردند؛ شبيه جوابهايى كه شياطين امروزى مطرح مىسازند. عمروعاص گفت: على بود كه عمار را به جنگ آورد و او را به كشتن داد!!
به هر حال، به دليل طولانى شدن جنگ صفّين و خسارات فراوان آن، اعتراضات زيادى نسبت به امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) صورت گرفت؛ حتى عدهاى جنگ صفّين را از جهت «قضا و قدر» مورد ترديد و پرسش قرار دادند. در فرازى ديگر از نهجالبلاغه اين داستان آمده است: شخصى پس از جنگ صفّين، خدمت حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)آمد و عرض كرد: آيا حركت ما به سوى شام و جنگ با معاويه، طبق قضا و قدر الهى واقع گشت يا بر اساسِ اراده و تدبير خودمان صورت پذيرفت؟ او تصور مىكرد اگر اين جنگ بر اساس «قضا و قدر» است پس
[١] ابوالهيثم مالك بن تيهان انصارى، از صحابه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بود و در جنگ بدر شركت داشت. همان طور كه گذشت وى نيز از ابتدا از ياران اميرالمؤمنين(عليه السلام) نبود، ولى توبه كرد و از ياران خاص حضرت گشت و در صفّين به شهادت رسيد. در مقامِ معنوى او همين بس كه امام(عليه السلام) در رثاى او و ديگر ياران عزيزش گريست.