نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - حكومت اسلامى، دين مدار و ارزش گرا
همراهى با صاحب بدعت داراى اقسامى است: گاهى حضوراً به او تبريك مىگويند، گاهى از طريق روزنامه به او تبريك مىگويند و گاهى نيز در مجامع عمومى به نفعش سخن مىگويند و به او جايزه مىدهند. به هر حال، در تمام اين موارد، صاحب بدعت تأييد شده است و تأييد او، به منزله ويران كردن اسلام است.
يكى از جنگهاى معروف صدر اسلام كه بين اميرالمؤمنين على(عليه السلام) و سپاه كوفه از يك سو، و معاويه و لشكريان شام از سوى ديگر اتفاق افتاده جنگ صفّين است. اين جنگ داراى سرگذشتى غمبار است و خسارات فراوانى را براى اسلام و مسلمين به همراه داشت. حدود ٧٥ هزار نفر از طرفين، كه شعار لا اله الّا اللّه بر زبان داشتند، كشته شدند. اين عده در مدّت ١٨ ماه و در يك جنگِ تن به تن، و نه با بمب و موشك! به قتل رسيدند. برخى از لشكريان اميرالمؤمنين(عليه السلام) از ادامه جنگ با لشكريان معاويه سرپيچى نمودند و كار به «حَكميّت» انجاميد و ابو موسى اشعرى، در مقابل عمرو عاص فريب خورد و در نهايت، جنگ به نفع معاويه خاتمه يافت. پس از آن، جمعيت زيادى از مردم متزلزل شدند و البته به طور طبيعى، اشخاص ضعيفالايمان در مواقع سخت و بحرانى در ادامه همكارى تجديد نظر مىكنند. آنها مىگفتند: خوب بود جنگ را كوتاه مىكرديم، و يا اصلا اقدام به جنگ نمىنموديم و يا به صورتى با دشمن صلح مىكرديم؛ همان گونه كه امروزه طرفداران آمريكا در بين نوجوانان و جوانان ما اين شبهه را ايجاد مىكنند كه حق آن بود كه پس از آزادسازى خرمشهر، با صدامِ متجاوز صلح مىكرديم!
جنگ صفّين در حالى به پايان رسيد كه افرادى مانند: عمار ياسر[١]، ذوالشهادتين[٢] و ابن
[١] «عمار» فرزند ياسر و نام مادرش «سُميّه» است. سميّه نخستين كسى است كه در راه اسلام به شهادت رسيد و «ابوجهل» او را با نيزهاى شهيد كرد. «ياسر» پدرش نيز در مكه به شهادت رسيد. عبداللّه بن ياسر، برادر وى نيز در مكه زير شكنجه قريش از دنيا رفت. عمار و پدرش از نخستين كسانى بودند كه به اسلام گرويدند و در راه نشر دين خداوند رنج و عذاب فراوانى متحمل شدند و بارها پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)بدانها فرمود: صبراً آل ياسر، مَوْعِدُكُم الجنّةُ= خاندان آل ياسر، صبر پيشه كنيد، جايگاه شما بهشت است. تولد عمار در سال ٥٧ پيش از هجرت بود، و با پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به مدينه مهاجرت كرد. او در تمام غزوات شركت داشت؛ از جمله در «غزوه يمامه» كه گوشهايش قطع شد. پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) عمار را لقب: «الطيِّبُ المُطيِّب» داده بود و در حديثى است كه «عمار را در انتخاب دو امر مختار نكردند مگر اين كه ارجح و اصحِّ آن را برگزيده باشد». وى راجزو هفت تن مسلمانى آوردهاند كه نخستين بار اسلام خويش را آشكار و علنى كردند. عمار نخستين كس در اسلام بود كه مسجد بنا كرد و آن «مسجد قُبا» در مدينه بود. در سال ٢١ هـق. معين و دستيار سعد بن ابى وقاص والى كوفه بود و در سال ٢٢ هـق. خليفه دوم ولايت شهر را به وى واگذار كرد، ولى پس از چندى او را معزول ساخت.
در واقعه جمل و صفّين با حضرت على(عليه السلام) شركت داشت و سرانجام در سال ٣٧ هـق. در جنگ صفّين در سن ٩٣ سالگى به شهادت رسيد.
[٢] ابو عُماره خُزَيمة بن ثابت انصارى كه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) گواهى او را به جاى گواهى دو مرد قبول فرمود. هنگامى كه آن حضرت اسبى از يك مرد اَعرابى خريدارى نموده بود ولى اَعرابى انكار مىنمود، حضرت فرمود: اى خُزَيمَه آيا گواهى مىدهى؟ گفت: يا رسولاللّه آيا تو را به آنچه از جانب خدا آوردهاى تصديق مىنمايم و بر اين معامله با اَعرابى تصديق نمىكنم. پس آن بزرگوار فرمود: گواهى تو چون گواهى دو مرد مىباشد. ذو الشهادتين در غزوه بدر و غزوات بعد از آن شركت داشت. از تاريخ استفاده مىشود كه وى در ابتدا اميرالمؤمنين(عليه السلام) را يارى نكرد ولى بعد، توبه كرده و از ياران نزديك حضرت گشت. نقل است در جنگ صفين وى و ابوالهيثم انصارى در يارى على(عليه السلام)نهايت جدّيت را به كار بردند. اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود: اگر چه در اول امر مرا خذلان كردند اما در آخر توبه كردند و دانستند كه آنچه كردند بد بود. ذوالشهادتين در جنگ صفين ملازم حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) بود و چون عمار ياسر شمشير كشيده با دشمنان كارزار مىكرد تا شربت شهادت چشيد.