نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - ٧ نقش دين در هويت اجتماعى
مسلمانان از ابتدا موظف بودند در مقام حفظ و حراست از قبله اول مسلمين و اين بلد مبارك، مانع از تشكيل اين حكومت شوند؛ ولى متأسفانه در انجام وظيفه كوتاهى كردند. علىرغم مصوَّباتى كه به تصويب كشورهاى اسلامى رسيده است، برخى از اين كشورها رسماً با دولت اسراييل داراى روابط سياسى هستند و اكنون نيز به سبب منافع اندكى كه به جيب سردمداران اين كشورها مىرود، حاضر به قطع رابطه با كشور غاصب و دينستيز اسراييل نيستند. اسراييل مولود نامشروع استعمار پير، انگلستان است و اكنون خيانتكارى ديگر، حضانت آن را به عهده گرفته است و اسراييل با اتكا به همين دايه، يعنى شيطان بزرگ آمريكا، به حيات ننگين خويش ادامه مىدهد.
از ديدگاه اسلام، مسلمانان جهان و همه سرزمينهاى اسلامى حكم ملت واحد و كشور واحد را دارند. بنابراين مسلمانان در هر جاى عالَم كه زيست مىكنند، نسبت به يكديگر حق دارند. اگر گوشهاى از جهان اسلام مورد تجاوز و ستم واقع شود، تمام مسلمانان موظف به رفع ظلم هستند. در اسلام؛ مليت ايرانى، مليت فلسطينى و... مورد توجّه نيست، بلكه در اسلام، اخوت اسلامى و ايمانى مطرح است. از اين رو مسلمانان نسبت به يكديگر حقوق متقابل و متساوى دارند. هر فرد مسلمان موظف است از راه معقول و به اندازه توان خويش در رفع ظلمْ گام بردارد. بر اين اساس، اين نحوه عملكرد و پشتيبانى از مظلوم به معناى دخالت در امور كشور ديگر نيست. ادبيات سياسى يا حقوق بينالملل جهان امروز نمىتواند براى ما تكليفساز يا رافع تكليف باشد. ملاك ما در اين زمينه تعاليم اسلام است و بر اساس تعاليم اسلام، مسلمان بايد نسبت به مسلمان ديگر در هر نقطه از جهانْ حساس باشد. جان آنها مانند جان برادران ايرانى عزيز است و ناموس آنان همانند نواميس ما محترم است. آيا مىتوان نسبت به تعرض يا تجاوزى كه به همسايه صورت مىگيرد بىتفاوت بود؟! آيا مىتوانيم چشم فرو بنديم و بگوييم: اين مسأله به ما مربوط نيست؟! همسايه بر همسايه حق دارد و حفظ ناموس همسايه بر همسايه واجب است. كشورهاى اسلامى با يكديگر همسايه و بلكه بالاتر از همسايه هستند و حفظ حقوق آنان واجب است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة[١]= همانا مؤمنان با يكديگر برادرند.
اما ملىگراها و مزدوران آمريكا در گوشه و كنار مملكت، اين مطلب را ترويج مىنمايند كه:
[١] حجرات (٤٩)، ١٠.