نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٦ - ٧ دفاع از دين و ارزش هاى اسلامى، وظيفه اى همگانى
منقطع گشت. از همين رو، وقتى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دنيا رفت، اميرالمؤمنين(عليه السلام) در فراق او مىگريست و مىفرمود، با وفات او وحى قطع شد و ما با خداوند از طريق وحى ارتباط نداريم. آنگاه امروزه عدهاى مىگويند، اصلا وحى خيال بود و آنچه ما آن را به عنوان وحى مىدانيم يك تجربه شخصى و يك احساس درونى بود كه براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) اتفاق افتاد!! جبرئيل و خدايى در كار نيست! و قرآن نيز كلام خدا نيست! از نظر آنان، حالِ پيامبر مانند حال دراويش و صوفيه در چلهنشينىها است!! مىگويند پيامبر در غار حرا نشسته بود و در تنهايى حال خاصى برايش پيدا شد و كلماتى بر زبانش جارى گشت و بدين ترتيبْ قرآن به وجود آمد!! آيا با گويندگان اين سخن و ترويج دهندگان اين عقايد چگونه بايد برخورد كرد؟ آيا اجازه دهيم دسته دسته جوانان ما صيد آنان شده و به كفر كشانده شوند؟! آيا مىتوان به نام فرهنگ تساهل و تسامح، به مروّجان عقايد انحرافى و باطل لبخند زد! اگر براى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) احترام قايل هستيم، بايد براى دين آن حضرت نيز ارزش قايل باشيم؛ دينى كه براى حفظ آن، پيامبر و اهل بيتش(عليهم السلام) آن همه فداكارى كردند، جان دادند و عزيزانشان، حتى طفل شيرخوار را نيز فدا كردند. به هوش باشيم تا شياطين ما را فريب ندهند و با يك سرى الفاظ پوچ و الحادى، آن هم به نام اسلام و ارزشهاى انسانى (!) و ارزشهاى (!) ليبرال دمكراسى گمراه نسازند. روح اين مطالب چيزى جز كفر و انكار ارزشهاى الهى نيست. واللّه! خطر اين عده براى اسلام از خطر يزيد و شمر افزونتر است. آيا يزيد و شمر توانستند ايمان مردم را بگيرند؟! اما اين منحرفان و كجانديشان به راحتى جوانان ما را بىدين مىسازند. تا كى مىتوانيم شاهد تلاشهاى عدهاى براى به انحراف كشاندن جوانان عزيز اين مرز و بوم باشيم؟! آيا مىتوانيم فقط «ناظر» باشيم و تنها لبخند بزنيم؟!
به هر حال، من آنچه را در اين راه تكليف خود بدانم، خواهم گفت و خدا را شاهد مىگيرم كه تنها براى انجام وظيفه و مسؤوليتى كه تشخيص مىدهم اين مطالب را براى شما ملت شريف و مسلمان بيان مىدارم. به سهم خود حاضرم در اين راه جانم را فدا نمايم و بدان نيز افتخار مىكنم. امام و رهبر ما، حسين(عليه السلام)، هدفى مهم داشت، كه آن، احياى دين و برپايى ارزشهاى اسلامى بود و از همين رو شهادت را برگزيد. چنانچه در زمانهاى ديگر نيز احياى ارزشهاى دينى جز با شهادت تحقق پيدا نكند، اين امر بر ديگران نيز واجب خواهد شد.