نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٠ - ٥ ريشه يابى شبهه تاريخ مند بودن احكام اسلام
شرايط زمانى، آن شرايط زمانى است كه موجب تقدم حكم ثانوى بر حكم اوّلى است. در صدور احكام سلطانى يا ولايى، مصلحت اقوا و اهمّ رعايت مىشود كه مورد غفلت مردم است و فقيه با حكم خويش در پى تأمين آن مصالح است، و اصولا جاى حكم ولايى در چنين مواردى است. شرايط متغير اجتماعى ايجاب مىكند كه قوانين و مقررات خاصى وضع شود. براى مثال، حاكم اسلامى حق دارد براى تعريض جادهها و خيابانها و تأمين امنيت مردم، برخى خانهها را كه در مسير جاده قرار گرفته، خراب نمايد. اما هيچ گاه شرايط زمانى موجب نمىشود كه حدود و تعزيرات به كلى تعطيل گردد.
اگر ما بخواهيم به ميل و پسند دنيا كار كنيم، فاتحه احكام جزايى اسلام خوانده مىشود! اگر بنا بود آمريكا كار ما را بپسندد، پس اصلا انقلاب ما اشتباه بوده است؛ چون آمريكا با اصل انقلاب ما مخالف بوده و هست. اگر بنا بود ما كارى كنيم كه دنياى غرب و فرهنگ ليبرال حاكم بر دنيا آن را بپذيرد، پس اصلا شعار اسلامخواهى ما اشتباه بوده است. دنياى غرب، نه تنها احكام جزايى اسلام، بلكه اساساً فرهنگ اسلام را نمىپذيرد. پس خوب است براى رضايت آنان از اسلام خويش دست بكشيم و توبه كنيم، تا از اين پس در مقابل دنياى غرب شرمنده نباشيم! انقلاب ما مورد پسند دنيا نيست و موجب شرمندگى است؛ چون از نظر آنان اين انقلاب داراى خشونت است! دنياى امروز، حدّ اكثر، طرفدار اصلاحات و رفرم است نه انقلاب، پس خوب بود اصلا انقلاب نمىكرديم!
بر اساس چه منطق و برهانى رفتار ما بايد مورد پذيرش جهان غرب باشد؟ هر كشورى براى خود، فرهنگ خاص و ارزشهاى مخصوص به خود را دارد، و انقلاب اسلامى ايران براى احياى ارزشهاى اسلامى تحقّق يافت. فرمايشات امام خمينى(رحمه الله)[١] و وصيتنامههاى
[١] در اين جا به فرازى از وصيتنامه سياسى ـ الهى امام خمينى(قدس سره) اشاره مىشود: «يك مرتبه ديگر در خاتمه اين وصيتنامه به ملت شريف ايران وصيت مىكنم كه در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكارىها و جان نثارىها و محروميتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علو رتبه آن است. آنچه را كه شما ملت شريف و مجاهد براى آن بپا خاستيد و دنبال مىكنيد و براى آن جان و مال نثار كرده و مىكنيد، والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدى است و مقصودى است كه از صدر عالَم در ازل و از پس اين جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد و آن مكتب الوهيت به معنى وسيع آن و ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است كه اساس خلقت و غايت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غيب و شهود است و آن در مكتب محمدى(صلى الله عليه وآله) به تمام معنى و درجات و ابعاد متجلى شده و كوشش تمام انبياء عظام عليهم سلام اللّه و اولياء معظم سلام اللّه عليهم براى تحقق آن بوده و راهيابى به كمال مطلق و جلال و جمال بىنهايت جز با آن ميسر نگردد، آن است كه خاكيان را بر ملكوتيان و برتر از آنان شرافت داده و آنچه براى خاكيان از سير در آن حاصل مىشود، براى هيچ موجودى در سراسر خلقت در سِرّ و عَلَن حاصل نشود. شما اى ملت مجاهد در زير پرچمى مىرويد كه در سراسر جهان مادى و معنوى در اهتزاز است، بيابيد آن را يا نيابيد، شما راهى را مىرويد كه تنها راه تمام انبيا(عليهم السلام) و يكتا راه سعادت مطلق است. در اين انگيزه است كه همه اولياء شهادت را در راه آن به آغوش مىكشند و مرگ سرخ را اَحلى مِنَ العَسَل مىدانند و جوانان شما در جبههها جرعهاى از آن را نوشيده و به وجد آمدهاند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما بايد به حق بگوييم: يا ليتنا كنا معكم فنفوز فوزا عظيما، گوارا باد بر آنان.