نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - ٧ نقش دين در هويت اجتماعى
يهودى معرفى مىكنند؛ ولى كيست كه نداند كه امروز، كشور اسراييل نه به دست يهوديانِ واقعى، بلكه به دست صهيونيستها[١] اداره مىشود. صهيونيستها در واقع يك گروه مذهبى و يهودى نيستند، بلكه يك حزب سياسى، يك گروه متجاوز، برترىطلب و نژادپرست مىباشند. اين سرزمين مقدس اسلامى بيش از پنجاه سال است كه در حيطه نفوذ غاصبان و شياطين قرار گرفته است. سرزمينى كه از نظر قرآن كريم «بلد مبارك» است: الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَه[٢]= مسجدالاقصايى كه پيرامون آن را بركت دادهايم.
[١] در اينجا به صورت مختصر به نحوه تشكيل دولت اسراييل اشاره مىشود: «خاور ميانه براى چندين قرن، تحت استعمار استعمارگران مخصوصاً انگليس قرار داشت. اين نفوذ و تسلط، به تدريج به ضعف گراييد. آنان مىخواستند كه جاى خالى خود را با نيرويى مطمئن و هميشگى پر كنند تا منافع استعمارى آنان استمرار داشته باشد. از طرف ديگر، در سال ١٨٩٧، «جنبش صهيونيستى يهود» كنفرانسى را تشكيل داد و در آن، اساس دولت يهود پايهگذارى شد. صهيونيسم در آن كنفرانس، علاوه بر تعيين هدف نهايى، ابزار لازم را نيز مشخص كرد كه از جمله آن، تأسيس «سازمان صهيونى جهان» و ديگر تشكيلات اقتصادى و سياسى لازم جهت تسهيل امر و رفع موانع مهاجرت يهوديان به فلسطين بود. آنان تا سال ١٩٤٢ ميلادى، به علت ترس از اعتراض جهانيان، به جاى لفظ «كشور»، كلمه «كانون» را به كار مىبردند. در نهايت، مهاجرت يهوديان به فلسطين، با خريد زمينهاى فلسطينى و اسكان يهوديان آغاز شد. اين كار تا قبل از جنگ جهانى اول به دليل مخالفت امپراتورى عثمانى، از گستره و رونق كمترى برخوردار بود. با پايان يافتن جنگ اول و فروپاشى امپراتورى عثمانى، دولت انگليس از آزادى عمل بيشترى برخوردار شد و فلسطين به طور رسمى تحت قيموميت انگليس درآمد. مهاجرت يهوديان به فلسطين به صورت گستردهترى ادامه پيدا كرد و وقتى فلسطينيان از فروش زمينهاى خود امتناع ورزيدند با قتل، غارت، تجاوز و انواع ظلمها مواجه شدند.
با افزايش جمعيت مهاجر يهودى، صهيونيستها موجوديت دولت اسراييل را اعلام كردند و كشورهايى همچون انگليس و آمريكا، فوراً آن را به رسميت شناختند. كشورهاى عرب و مسلمان، به مقابله با اين امر پرداختند كه نمونه آن «جنگ ششروزه اعراب و اسراييل» در سال ١٩٦٧ ميلادى است. اين جنگ به دليل تهديدهاى ابرقدرتها عليه مسلمانان و دعوت به آتشبس، ارسال تجهيزات فراوان براى رژيم اشغالگر و حمله ناگهانى هواپيماهاى اسراييل به فرودگاههاى كشورهاى عربى، منجر به شكست مسلمانان شد و اراضى اشغالى را از ٥/٣ ميليون كيلومتر، به بيش از ٢٧ ميليون كيلومتر مربع رساندند و غير از چند شهر مهم، ٢٠٥ روستاى فلسطين را تصاحب كردند و علاوه بر كشتار و ظلمهاى فراوان ١٢٠٠٠٠٠ انسان بىگناه را آواره ساختند. در آمريكا و كشورهاى اروپايى، براى شكست مسلمانان جشن گرفته شد. از آن تاريخ به بعد، اسراييل و حاميانش با ايجاد اختلاف در ميان كشورهاى اسلامى، به دنبال ايجاد مشروعيت و تحكيم موقعيت اقتصادى و سياسى خود مىباشند و با شعار صلحطلبى و همزيستى مسالمتآميز، به رابطه خود با كشورهاى اسلامى ادامه مىدهند. در اين ميان، بعضى از كشورهاى منطقه مانند مصر، با انعقاد قرارداد صلح، آب به آسياب دشمن ريختند. هم اكنون با حذف شوروى از صحنه رقابتهاى سياسى خاورميانه، اسراييل به دنبال تحكيم موقعيت و موجوديت خود از راههاى اقتصادى و تكنولوژيك مىباشد تا در درازمدت، مركز ثقل توليد، ابداع، تكنولوژى و تحقيق در خاورميانه شود. ر.ك: محمدمهدى كريمىنيا، رهتوشه راهيان نور، ويژه ماه مبارك رمضان (١٤٢١ ق، ١٣٧٩ ش)، «يهود ملت برگزيده!»، ص ٣٧٥ ـ ٣٧٧.
[٢] اسراء (١٧)، ١.