نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٩ - ٥ مهم ترين دفاع از نظر قرآن كريم
باره مسأله «دفاع» اشاره مىكنيم:
وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْل عَلَى الْعالَمِين[١]= و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمىكرد، قطعاً زمين تباه مىگرديد؛ ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضّل دارد.
اگر خداى متعال، مسأله دفاع را مقرر نفرموده بود، زمين فاسد مىگشت. پس دفاع براى جلوگيرى از فساد در جامعه است. اما سخن خداوند در اين آيه اجمال دارد، يعنى نمىفرمايد اين فساد چيست؟ و اگر دفاع نمىشد، چه فسادهايى در زمين پديد مىآمد؟ اما آيه ديگرى از قرآن كريم، مىتواند مفسِّر آيه فوق باشد، و يا لااقل مصداق روشنى از فساد را بيان مىدارد:
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز[٢]= همان كسانى كه به ناحق از خانههايشان بيرون رانده شدند. (آنها گناهى نداشتند) جز اين كه مىگفتند: پروردگار ما اللّه است و اگر خدا بعضى مردم را با بعض ديگر دفع نمىكرد، صومعهها و كليساها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود، سخت ويران مىشد، و قطعاً خدا به كسى كه (دين) او را يارى مىكند، يارى مىدهد، چرا كه خدا نيرومند شكستناپذير است.
اگر «قانون دفاع» نمىبود، پرستشگاههاى خدا ويران مىگشت. در گذشته و در زمان انبياى گذشته و از جمله پيامبران صاحب شريعت، پرستشگاههايى با نامهاى خاصّى وجود داشته است و مردمى در آنجا به عبادت خدا مىپرداختند. قوم يهود معابدى به نام «كنشت» و مسيحىها نيز معابدى به نام «كليسا» دارند. علاوه بر اين معابد، مكانهاى ديگرى به نام «صومعه» يا «دير» وجود داشت كه برخى افراد مؤمن بيشتر وقت خود را در آنجا به عبادت و بندگى خدا مشغول بودند. از نظر قرآن كريم، اگر «قانون دفاع» نبود، بيش از همه، صومعهها و معابد ويران مىگشت. دفاعى كه اسلام بر آن تأكيد دارد، تنها به منظور حفظ جان، مال و آب و خاك نيست. ارزش آب و خاك و جان در مقابل شرف و عزت و انسانيت انسان قابل مقايسه نيست. آنچه براى انسان بيش از همه مهم بوده و داراى ارزش است، چيزى است كه به انسانيت انسان مربوط مىشود و انسان را با خدا ارتباط داده و ارزش او را بالا مىبرد و به او
[١] بقره (٢)، ٢٥١. [٢] حج (٢٢)، ٤٠.